منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 84
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 263
:: باردید دیروز : 203
:: بازدید هفته : 698
:: بازدید ماه : 2486
:: بازدید سال : 2486
:: بازدید کلی : 76095
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 27 دی 1397

آقای روحانی رئیس جمهور محترم در بیست و پنجم دیماه نود و هفت در استان گلستان در جلسه شورای اداری این استان بار دیگر از مشکلاتی سخن گفت که به نظر می‌رسد به خود دولت و تصمیماتی که گرفته است باز می‌گردد. 
شرایط اقتصادی کشور به خاطر برخی تصمیمات و البته سوء استفاده سوداگران بسامان نیست، این نابسامانی‌ها مطلوب دشمنان است و البته برای مردم نیز دردسرساز و مشکل ساز، هدف هم همین است که در میان مردم ایجاد نارضایتی شود، پس از انباشت نارضایتی‌ها به خاطر برخی ناکارآمدی‌ها به اعتراض کشیده خواهد شد، برای جلوگیری از رسیدن نارضایتی به اعتراض وظیفه مسئولین است که تصمیمات اشتباه پیشین خود را اصلاح کنند و امور جاری کشور را سامان دهند. 
آقای روحانی در سخنان خود در جلسه شورای اداری استان گلستان از مخالفت خود با ارز ۴۲۰۰ تومانی خبر داد، تصمیمی که باعث تشدید مشکلات اقتصادی شد و تبعات آن همچنان وجود دارد. 
به گفته آقای رئیس جمهور، این اقدام تصمیم درستی بود، اما درست اجرا نشد، این که چرا درست اجرا شد به عملکرد دولت بستگی دارد، اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به برخی افراد که یا تولید کننده هستند یا وارد کننده و در این مسیر تخلفات گسترده ای هم مرتکب شده اند، نشان ناآشنا بودن از آن افراد و شرکت‌هایی دارد که دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته اند و با اقدامات خارج از تعهدات خود، به مردم، کشور و انقلاب زیان وارد کرده اند. 
به گفته آقای روحانی چنین عملکردهایی در شرایط جنگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران شکل داده، خیانت است. تکلیف فرد خائن بر اساس قانون روشن است. شرایط در کشور به خاطر هجمه‌های اقتصادی و سیاسی علیه ایران عادی نیست و در چنین شرایطی خیانت برخی از آنهایی که آقای روحانی به آن اشاره کرده، تأثیر بیشتری بر اقتصاد کشور می‌گذارد. 
رئیس جمهور به چند نمونه اشاره کرده است، از آن جمله عده ای ۱۰۰ میلیون دلار پول گرفتند، ۵۰ میلیون دلار جنس وارد کردند و بقیه دلارها را وارد بازار کردند. 
به چنین افرادی که با اعمال سوداگرانه خود در اندیشه سود نامشروع هستند، چرا باید اعتماد و اطمینان کرد و ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر در اختیارش گذاشت تا اینگونه خیانت کند؟ 
آیا دولت دستگاه‌های نظارتی زیر مجموعه ندارد تا بر روند این چرخه اقتصادی با دقت نظارت داشته باشد تا اینگونه اتفاقات در اقتصاد کشور آن هم با وجود جنگ اقتصادی علیه ایران، نیفتد؟! 
چرا آقای رئیس جمهور نمی‌تواند از خیانت‌هایی که می‌شود سخن بگوید؟ مانع کجاست؟ مردم و نظام اسلامی نمی‌توانند بپذیرند که چنین افراد خائنی به آسانی تسهیلات دریافت کنند آنگاه به وطن و مردم خود خیانت کنند. چه زمانی مناسب است تا بتوان درباره چنین خیانت‌هایی سخن گفت و آن‌ها را رسوا کرد؟ چه ترسی از افشاگری وجود دارد؟ 
آیا دولت و شخص آقای رئیس جمهور درباره چنین افرادی که اقدامات خائنانه در زمینه اقتصادی کشور مرتکب شده اند به قوه قضاییه گزارش داده و آنها را معرفی کرده است؟ 
آقای روحانی در سخنان خود کُدهایی داده است، اما آیا اکنون برای اقدام علیه این خائنان و سوداگران اقتصادی دیر نشده است؟ 
تا دیر نشده آن‌ها را افشا کنید تا مردم هم در جریان قرار بگیرند، شفاف سازی در این زمینه می‌تواند از فرار چنین خائنینی جلوگیری کند. اگر چنین افرادی را نمی‌توان شاید به خاطر برخی وابستگی‌ها به دست قانون سپرد، مردم می‌توانند آنها را مجازات کنند. 
غفلت از مجازات چنین افرادی که باید به آنها لقب «ناکثین» داد، تخلف بزرگی است که باعث ضایع شدن حق مردم ایران اسلامی می‌شود. 
قوه قضاییه برای برخورد با هر متخلفی با هر نام و نشانی که هست، قاطع ورود کرده، کافی است آنها به دستگاه قضایی معرفی شوند تا در شرایط جنگ اقتصادی با این خائنین برخورد قاطع شود. 
بارها گفته ایم و باز هم می‌گوییم که شرایط جنگی، قوانین خاص خود را دارد و باید بر اساس چنین شرایطی با مفاسد، متخلفین و خائنین برخورد شود. تنها راه این است. 
البته راه اول این است که به هر فرد و مجموعه ای اعتماد نشود و پول بیت المال در اختیار چنین افراد خائنی قرار نگیرد، دقت و نظارت بیشتر لازم است تا از بروز چنین خیانت‌هایی جلوگیری کند، اگر نظارت و بازرسی باز هم ضعیف باشد باید در انتظار خیانت‌های بیشتری از سوی خائنین به مردم، انقلاب و کشور باشیم.


:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 دی 1397

ایران باید حقوق بشر را از عربستان یاد بگیرد. حقوق بشر سفارش شده سران لیبرال دمو کراکسی امریکا به دیکتاتورترین و مرتجع‌ترین رژیم‌ بشری که با اره منتقدان را زنده زنده ریز ریز می‌کنند. بوی گند این تفکر مشام هر آزاده ای را اذیت می کند، در فرانسه طرفداران همین تفکر به جان مردم افتاده اند. هر نفسی که خارج از خواسته آنها کشیده شود. خفه خواهد شد.


:: بازدید از این مطلب : 23
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 دی 1397

:: بازدید از این مطلب : 22
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 14 دی 1397

انقلاب واژه ای است که دارای مشخصه هایی است که فقط به خودش تعلق دارد. هر چند در تعریف خود، تغییرات اساسی و دگرگونی اجتماعی و اصلاح ساختارهای حکومتی را در بر دارد. مشخصه های این تحولات در انقلابهای مختلف با توجه به توع تغییر و فرهنگ جوامع فرق می کند.

گیدنز  یک جامعه شتاس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس می‌باشد در کتاب مبانی جامعه‌شناسی خود در بیان انقلابهایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب ۱۹۷۸ ایران نبرده است.


:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 13 آذر 1397

عشق موهبتی الهی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته است. عشق ذاتیست صِرف و خالص که تحت اسم و رسمی و لغت و وصفی داخل نشود.عشق رنگ پذیر نیست، عشق  پاک و ذلال است و عاری از هر نوع ناخالصی است. عشق را جمعیت کمالات نیز گفته اند زبان به ذکر و دل بفکر و جان به مشاهده ٔ او مشغول دارد.و شکی نیست که محبت و عشق و علاقه پایه و اساس زندگی و بقاء موجودیت عالم است زیرا تمام حرکات و سکنات و جوش و خروش جهانیان بر اساس محبت و علاقه و عشق است و بس . جایگاه عشق قلب پاکی است که منزلگه خالق اوست. عشق تمام زیبائیها را دارد، عشق با زیبائیها معنی پیدا می کند. عاشق در دل خود این سه عنصر را دارد. در غیر اینصورت مدعی عاشقی گرفتار لذت و هوس شده است، چشمان عاشق حقیقی با چشمان عاشق کاذب در دیدن باهم فرق دارند. چشمان عاشق جز زیبائی نمی بیند. 

اگر با من نبودش هیج میلی 

چرا ظرف مرا بشکست لیلی

وقتی لیلی ظرف مجنون را از دوستش می گیرد تا نذری بگیرد، لیلی ظرف مجنون را می شکند، این حرکت برای تمام کسانی که در صف گرفتن نذری بودند، حرکت ناشایستی به چشم می آید ولی در چشم محنون یک نوع زیبایی است.      

  سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم       

   پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم .

  چه نغز آمد این نکته در سندباد               

 که عشق آتش است و هوس تندباد. 

                 (سعدی )

                                         

 گر عشق حرم باشد         

 سهل است بیابانها   

عشقهایی کز پی رنگی بود               

عشق نبودعاقبت ننگی بود.

            (مولوی) 


:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 75
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 27 آبان 1397

خدایا، با توجه به عقل، وبینش، دانش و معرفتی که در این سالهای رفته عمر کسب نموده ام، بازهم کمکم کن تا بتوانم در مسیر صالحان قدم هایم را بردارم، جون می دانم نوع زندگی ام که با توجه به شناختی که از این جهان کسب نموده ام بسیار ناقص است، با رحمان و رحیمت مرا کمک کن تا هر روز به آن راهی که تو می پسندی و برای خودم و دیگران سود دارد، نزدیکتر شوم. و با آن ستار و عیوبت عیب های مرا برایم روشن نما تا بتوانم با یاری و کمک تو در اصلاح انها بکوشم. خدایا، هرکس با توجه با نوع دانش و بینش و شناخت خود دنیا را می بیند، مسلما دنیایی که من می بینم با دنیای آنها فرق دارد، کمکم کن تا خودخواه نباشم و انتظار نداشته باشم آنها دنیا را آنطور که من می بینم آنها نیز ببینند. به من کمک کن تا من بتوانم در دنیای انها قدم بردارم و رضایت انها را جلب نمایم، زیرا رضایت انها رضایت تورا نصیب من خواهد نمود.


:: بازدید از این مطلب : 452
|
امتیاز مطلب : 75
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 11 آبان 1397

در پی نامه سرگشاده آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی بعضی فعالان سیاسی اظهار نظراتی را رسانه ای نمودند، در بیشتر این اظهار نظرها، نه از سر دلسوزی بلکه  بیشتر بوی جناحی و حزبی به مشام می آید. از جمله کسانی که این روزها میل خودنمایی اش بیشتر شده است حناب اقای علی مطهری است که لازم است  در این مورد نکاتی را بعرض این جناب برسانم.

1 – مکاتبه بین این دو بزرگوار، بین دو دوعالم دینی بوده است. آیت الله شبیری یک مرجع دینی است، نه فرد حزبی یا سیاسی که کوچولویی مانند آقای علی مطهری بخواهد از مظلومیت آن عزیز دفاع کند.

2 – طرفداری از آیت الله شبیری نه از راه خیرخواهی کسانی مانند اقای علی مطهری است. بلکه طرفداری از کسانی است که ناخوانده در مهمانی که آیت الله شبیری تشریف داشته است حضور پیداکرده اند، کسانی که اشوبهای خیابانی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی راه انداحتند.

3- آیت الله شبیری زنجانی خود یک عالم دینی است، لازم بداند جواب نامه را خواهد داد،

4 – کلام آخر اینکه، جناب آقای علی مطهری، جنابعالی چندین  باردر روزنامه های اصلاح طلب اظهاراتی را بیان داشته اید، در بیشتر آنها طرفداری خود را از عاملین آشوب های خیابانی سال 88 و سران آنها اعلام نموده اید، آنطور که معلوم است بلبل شما زمانی می خواند که به عاملان آشوب های حیابانی نظر بد داشته باشد، همان کسانی که بچه های بی بصیرت را به حیابانها ریحتند و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر می دادند. ای کاش علی اقا برای یکبار هم که شده نوار پدر شهیدت را گوش می دادی که فریاد می زد، شمر زمان ما اسرائیل است، تا پسر ناخلفی نمی شدی. نصیحت اینجانب به شما این است، علی آقا، اگر دوست داری داد بزنی، بزن عیبی ندارد، منتهی در حریم وظایف شرعی و قانونی که مردم به شما محول نموده اند. ای کاش عربده های تورا بر سر مدیران حقوق نجومی می شنیدیم، ای کاش سر کسی داد می زدی که می گفت: حقوق بگیران نجومی ذخائر انقلابند. ای کاش عربده هایت را زمانی می شنیدیم که با نام طرفداران محیط زیست برای رژیم صهیونیستی اطلاعات جمع آوری می کردند، ای کاش فریادت را سر کسانی می زدی، که با دروغ های خود توانستند رای جمع کنند و هزاران مورد دیگر که خودت بیشتر و بهتر می دانی. ما دوست داشتیم تو مانند پدر شهیدت بودی، که صدایت را برای اسلام و مردم مسلمان که دارند با معیشت خود دست و پنجه نرم می کنند، می شنیدیم.

بازهم علی آقا!!

دعوت آقای مطهری روز سه‌شنبه 18 دی بنا به درخواست وکیل آقای مطهری، نشستی با اینجانب  و اسماعیل بخشی، درخصوص موضوع اقرارهای موکلم، فشار روحی و اذیت  و آزار بدنی در ایام بازداشت، انجام شد.
وی اضافه کرد: دعوت نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از موکلم واکنش به دردنامه انتشار یافته در روزهای اخیر از جانب آقای بخشی بود.
اکنون سؤال این است که چرا مطهری حاضر است به دروغ‌پراکنی علیه وزارت اطلاعات - آن هم در حالی که رسما در لیست تحریم‌های اروپا قرار گرفته - بها بدهد اما حاضر نیست سراغ کارگران هفت‌تپه یا برخی کارخانه‌های مشابه برود، و حقوق و مطالبات همین کارگران را از وزرا و مدیران دولتی پیگیری نماید؟ چرا هرگز امثال مطهری درباره واگذاری‌های بی‌ضابطه از دولت سؤال نمی‌کنند؟ چرا این طیف هرگز یک مدیر ارشد دولتی را به خاطر سوءمدیریت اقتصادی زنجیره‌ای که موجب نابودی اندوخته‌ ارزی، و ایجاد رانت و تزریق تورم به معیشت طبقات پایین شد، به شکل جدی مؤاخذه نمی‌کنند اما وقتی چالش و التهاب ایجاد شد، کنار جریان رسانه‌های دروغ‌پراکن ضدانقلاب قرار می‌گیرند؟! 

 


:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 150
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 2 شهريور 1397

۱- رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت تربیت مدیر تأکید فرموده‌اند. ایشان لازمه مدیریت و موفقیت در هر کاری را سه عنصر اصلی علم، عقل و عزم برشمردند، که تلفیق آنها موجبات موفقیت هرچه بیشتر در کار را فراهم می‌سازد. این فرموده رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی بیانگر این واقعیت است که در نظام اجرایی کشور نیز رعایت این سه عنصر منجر به پیشرفت و موفقیت در نظام مدیریتی کشور می‌گردد. در عرصه داخلی در بخش‌هایی که کشور از پیشرفت‌های شگرف برخوردار بوده است حضور این سه عنصر در قالب مدیریتی منسجم و جهادی موجبات افتخار و اقتدار نظام اسلامی را فراهم نموده است.
۲- در حال حاضر یکی از اصلی‌ترین مشکلات کشور که ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها است موضوع سوء مدیریت در برخی از دستگاههای اجرایی کشور است. اگر تمامی امکانات داخلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور فراهم گردد، ولی مدیریتی توانمند، قوی و منسجم اعمال نگردد، بدون شک توانمندیها و امکانات کشور در خدمت مردم و پیشرفت کشور قرار نخواهد گرفت. کما اینکه بارها اعلام شده است که از حیث بودجه و ارز، کشور با هیچ مشکلی مواجه نیست (و حتی شاخص‌های درآمدی کشور از سال گذشته نیز به مراتب بالاتر رفته است) ولی علی‌رغم آن مردم با مشکلات شدید اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ علت این نابسامانی‌ها جز ناتوانی و سوءمدیریت در دستگاه‌های اجرایی کشور نیست.
۳- وقتی به علت سوء مدیریت و فقدان نظارت در بحبوحه جنگ اقتصادی با پرداخت هزارها میلیارد تومان از سرمایه ملی کشور به عنوان تاوان سوء مدیریت صاحبان برخی مؤسسات مالی و اعتباری، شیپور بی‌نظمی جنگ اقتصادی در کشور نواخته می‌شود و جز یکی الی دو مورد حتی اثری از نام و محاکمه آنان نیز شنیده نمی‌شود و به بوته فراموشی سپرده می‌شوند! وقتی فریاد اختلاسهای زنجیره‌ای چندین هزار میلیاردی سر بر آسمان می‌کشد و با افزایش قطر پرونده‌ها به چندین هزار برگ، دادرسی در میان انبوه صفحات پرونده‌ها محبوس و با گذشت سالها حکمی صادر نمی‌شود و سرانجام احکام زمانی صادر می‌شود که اثرات سوء فساد، فضای فکری جامعه را تخریب و موجبات بدبینی مردم را فراهم نموده است! وقتی در میدان جنگ تمام عیار اقتصادی ۱۸ میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشور (معادل نیمی از بودجه عمومی کل کشور) که در شرایط کنونی به مثابه مهمات جنگی در مقابله با مشکلات اقتصادی کشور است به علت سوء مدیریت از سرمایه ملی کشور حذف و در میدان بی‌کفایتی مدیریتی رها می‌شود و حتی علی‌رغم دستور کتبی رئیس‌جمهور محترم مبنی بر اعلام اسامی برای پیگیری، همه اسامی اعلام نمی‌شود و حفظ آبروی عده‌ای سودجو، فرصت‌طلب و رانت خوار بر آبروی نظام مظلوم اسلامی ترجیح داده می‌شود! وقتی ۵۷ تن طلا از ذخایر ملی کشور در قالب فروش فله‌ای سکه چوب حراج می‌خورد! (و همه اینها ظرف چند ماه اتفاق می‌افتد! ) وقتی به علت سوء مدیریت هزارها خودرو، تقلبی ثبت سفارش می‌شود و صدها خودرو با کارت بازرگانی یک زن روستایی! وارد گمرک کشور می‌شود و صدایی از مقابله و محاکمه مفسدین از بدنه نظام اجرایی کشور شنیده نمی‌شود! و....سوءمدیریت حداقل واژه‌ای است که می‌توان بر آنها نهاد! این همه ظلم بر سیمای انقلابی وحماسی نظام اسلامی در داخل کشور، در حالی است که نام بلند ایران اسلامی در قله عزت و اقتدار معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی می‌درخشد و آمریکا و اذناب منطقه‌ای او را به وحشت انداخته است. 
همین جا باید به این واقعیت اشاره و تأکید کرد که اولاً؛ تعداد مدیران فاسد در مقایسه با انبوه مدیران مؤمن و متعهد، بسیار اندک و کم شمار است و ثانیاً، کشورمان از نیروهای کارآمد و توانمند فراوانی برخوردار است که جایگزینی مدیران ناکارآمد و ضعیف را به آسانی ممکن می‌سازد.
مدیری که خون غیرت و شرف و مردانگی شهیدان انقلاب در رگهای او جاری است هرگز اجازه نخواهد داد که غبار سوء مدیریت که ریشه تمام نابسامانی‌هاست بر قامت رشید نظام اسلامی که خار چشم آمریکای جنایتکار است بنشیند. مدیر پرورش یافته مکتب امام خمینی(ره) سینه خود را در برابر گلوله‌های دشمن ستبر می‌کند تا به نظام اسلامی آسیبی نرسد. مدیر انقلابی منافع خود را در عزت و اقتدار نظام اسلامی جست‌وجو می‌کند و مدیر زبون و دنیا پرست به منافع پست و زودگذر دنیا راضی می‌شود.
۴- مدیری که به علت ناتوانی و بی‌کفایتی فضای پاک مدیریتی او که نمادی از نظام اسلامی است به فساد آلوده گردد، ادامه مسئولیت چنین مدیری ظلم به نظام اسلامی و مردمی است که به چنین مدیری اعتماد کرده‌اند. مدیری که در تظاهر به پاکدستی؛ فساد را می‌پوشاند و دم نمی‌زند، مجرم اصلی فساد در آن دستگاه است که می‌بایست مورد محاکمه واقع شود. مدیری که با درایت و تیزبینی و ‌اشراف مدیریتی فساد را شناسایی و به دستگاه قضایی معرفی می‌کند می‌بایست مورد تقدیر و تشویق قرار گیرد. برای خشکاندن ریشه‌های فساد باید نظارت را از درون دستگاههای اجرایی آغاز کرد. بر این اساس مدیر هر دستگاه اجرایی اولین مسئول مبارزه بافساد در آن دستگاه است که در صورت بروز فساد به علت عدم‌اشراف مدیریتی و نظارتی در آن دستگاه به عنوان اولین متهم به دستگاه قضایی معرفی می‌گردد. با گسترش چنین رویه‌ای ریشه فساد از چهره پاک نظام اسلامی زدوده خواهد شد و مدیرانی پاک دست، توانمند، مؤمن و انقلابی در رأس دستگاههای اجرایی قرار خواهند گرفت. در حالی که ریشه عمده فسادها در گمرکات کشور، بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت است آیا تاکنون اقدام اساسی و انقلابی به منظور برهم زدن شبکه‌های فساد و سوء مدیریت و تجدید ساختاری سالم و دربرگیرنده نیروهایی امین و توانمند در این دستگاهها صورت گرفته است!؟ همان‌گونه که رهبرمعظم انقلاب فرمودند با دستمال کثیف نمی‌شود گرد فساد را از شیشه پاک کرد مگر اینکه مردانی پاک دست و انقلابی در میدان مدیریت حضور داشته باشند تا با سرپنجه پاک و توانمند خود غبار مظلومیت را از چهره پاک انقلاب بزدایند.
۵- هرگز نباید اجازه داد به علت بی‌کفایتی مدیریتی، چهره پاک و انقلابی نظام اسلامی توسط مشتی سودجو و فرصت‌طلب و رانت خوار که نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می‌کنند به فساد آلوده گردد. باید شجاعانه ریشه فساد را از درون خشکانید و فرصت نداد که بر سیمای پاک جمهوری اسلامی این یادگار امام و شهیدان ذره‌ای از فساد بنشیند. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند برای مقابله قاطعانه با اژدهای هفت سر فساد می‌بایست تمامی دستگاههای نظارتی کشور مشتمل بر وزارت اطلاعات، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و نیز سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت از مصرف‌کننده و تولید‌کننده و سازمان بازرسی و نظارت بر قیمتها با همکاری همه ملت، و شجره طیبه بسیج، قدرتمندانه و شجاعانه در برنامه‌ای هماهنگ به جنگ تمام عیار با فساد و بر هم زنندگان نظم اقتصادی کشور برخیزند و قاطعانه و بدور از هر نوع ملاحظه کاری قدرتمندانه با عوامل فساد اقتصادی برخورد نموده و آنان را به قوه قضائیه معرفی نمایند. بر این اساس در پرتو عزمی راسخ و انقلابی دیری نخواهد پایید که اژدهای فساد در قعر گردابی که نیروهای انقلابی کنده‌اند فرو خواهد رفت و گوهر پاک انقلاب نور امید و نشاط را بر چهره ملت ایران خواهند نشاند. چنین حرکت انقلابی مستلزم آن است که دولت محترم همانگونه که رئیس‌جمهور تأکید کرد هیچ خط قرمزی برای مبارزه با فساد قایل نباشد و با میدان دادن به نیروهای توانمند و انقلابی بستر لازم را برای این حرکت انقلابی فراهم نماید. در جایی که به فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، مسامحه و ملاحظه و سوء مدیریت در زدودن غبار فساد از چهره انقلاب خیانت به نظام اسلامی و آرمان شهیدانی است که برای عزت اسلام از بذل جان و مال خود دریغ نکرده‌اند 


:: بازدید از این مطلب : 501
|
امتیاز مطلب : 100
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 16 مرداد 1397

 1- توان آینده‌نگری و پیش‌بینی و محاسبه و برآورد، شرط ضروری برای مدیریت است. در پیشگاه عقلانیت و انصاف، مسموع نیست که کسانی، مسئولیتی را برای چند سال بپذیرند و نوبت دوم نیز برای انجام همان کار پا به میدان بگذارند، اما پس از کسب مسند و موقعیت، مسئولیت‌پذیر نباشند و تقصیر خلاف از آب درآمدن وعده‌ها و تعهدات را گردن این و آن بیندازند. هیچ روانشناسی، نام بالغ و با شخصیت، و رشد یافته و مسئولیت شناس را برای چنین افرادی نمی‌پسندد.
2- پوپولیسم افراطی و مشهورات‌زدگی رسانه‌ای درسال 92 یا حتی ابتدای سال 96 به‌گونه‌ای شدید بود که هشدار فراوان درباره نتایج ناگوار راهبرد سیاسی- اقتصادی «آرزواندیش، کم‌تحرک، و متکی به عزم و اراده خارجی»، ولو از زبان صاحب‌نظران اقتصادی ناشنیده ماند. اما اکنون یکی از سران فتنه 88 که در دامن زدن به همین فضای پوپولیستی پیش‌ساخته (وارداتی) نقش داشت، می‌گوید «با وجود تمام اقدامات دولت آقاي روحاني، وضعيت اقتصادي در جامعه ما، وخيم‌ و بحراني‌ است». آیا سال گذشته یا چند سال قبل‌تر، در ذهن عوام جامعه خطور می‌کرد روزی فرا برسد که وعده‌پردازان، به‌جای شعار بی‌نیاز کردن مردم از یارانه و ایجاد رشد و رونق اقتصادی بی‌سابقه بگویند «با وجود تمام اقدامات دولت، وضعيت اقتصادي جامعه، وخيم‌ و بحراني‌ است»؟! برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک، چشم‌انداز راهبرد خوش‌بینی مفرط و تکیه به بیگانه کاملا روشن بود اما همان حقیقت قابل پیش‌بینی که حتی تا 8 ماه قبل انکار می‌شد، امروز با ادبیاتی تحریف‌آمیز و مسئولیت‌گریزانه مورد اذعان قرار می‌گیرد.
3- همان فتنه‌گر جفاکار ورشکسته به تقصیر که شجاعت نداشت اعتراف چند باره در پستو (مبنی بر دروغ بودن تقلب در انتخابات 88) را علنا با مردم بازگو و عذرخواهی کند، اکنون نیز حداقل جوانمردی و صداقت را ندارد که بگوید آش شور نابسامانی اقتصادی امروز، دست‌پخت خود ماست. بنابراین می‌گوید « ناكارآمدي حكومت براي حل مشكلات مردم، مزيد بر علت شده است. اعتماد امروز لطمه ديده و در اين مقطع، نقش اصلاح‌طلبان، كليدي است و بايد با ايثار و فداكاري و براي حل مشكلات، از هيچ كوششي فروگذار نكنند». امثال او در حالی که مورد طعن و لعن و اعتراض مردم مغبون قرار دارند، در ادامه، نسخه انحرافی «اعلام عفو عمومي، ايجاد فضاي باز و امن و آزاد سياسي، برداشتن حصر، و آزادي تمام زندانيان سياسي» می‌پیچند؛ انگار که اینجا سومالی و سودان است و جنگ داخلی برقرار است یا مثلا آشفته بازار ارز و سکه و خودرو و مسکن، معطل است که سران به تاریخ پیوسته آشوب 88 (علیه جمهوریت و اسلامیت)، از حصر بیرون می‌آیند یا نه؟!
4- برخی از این مدعیان، غالبا ابزار دست دشمنان برای شکاف‌افکنی در داخل بوده‌اند اما همواره در شرایط فشار دشمن و با استفاده از این تهدید، قیافه میانجی و منجی به‌خود می‌گیرند. آنها در این مقاطع ادعا می‌کنند می‌خواهند مسئله میان مردم و نظام یا حاکمیت با دنیا(ی‌غرب) را حل کنند؛ حال آنکه خود - با عنایت به خیانت در امانت طی حضور چند دهه‌ای در اجزای مختلف دولت و مجلس و حاکمیت- محل اتهام و موضوع اعتراض هستند و نه بخشی از راه‌حل مسائل. آنها ادعا می‌کنند «تا اصلاح‌طلبی و اصلاحات است، مجال و جایی برای براندازی نیست». البته اصلاح‌طلبی و اصلاحات، کلمه مثبتی است و در تئوری، حرف خوبی می‌زنند. اما به تعبیر امیرمومنان علیه‌السلام «کلمه حقی است که از آن، اراده باطل می‌کنند». این اراده باطل و مفسد را در طول سال‌های 76 تا 84 و سپس در فتنه نیابتی سال 1388 و همچنین نفاق این طیف از سال 92 تا به امروز دیده‌ایم.
5- امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه 194 نهج‌البلاغه، بیان رسایی درباره مشخصات منافقین دارند که مصادیق آن، دقیقا در روزگار ما قابل شناسایی است «شما را از اهل نفاق برحذر مي‌دارم... دائما در حال رنگ عوض کردن و غوطه خوردن در آشوب‌ها هستند... وصفشان دارو است و سخنشان وعده شفا مي‌دهد و رفتارشان درد علاج‌ناپذير است... در هر راهي، افتاده‌اي را بر خاک هلاکت افکنده‌اند. و براي منحرف ساختن هر قلبي، وسيله‌اي آماده دارند، و براي هر اندوهي ‌اشک‌ها مهیا... براي هر حقي باطلي آماده دارند و براي هر واقعيت راست، عاملي براي انحراف... سخن مي‌گويند و مردم را به شبهه و ‌اشتباه می‌اندازند، توصيف مي‌کنند و باطل را با آن مي‌آرايند و يا حق را با آن تيره و زشت مي‌سازند».
6- طیف نفاق جدید، در مقاطع تصدی مسئولیت، بزرگ‌ترین رانت‌ها را برای خود فراهم کردند اما ژست شفافیت و مبارزه با رانت‌خواری گرفتند. در ادوار مختلف حضور در مسند، مردم را با ‌اشرافیگری و سیاست‌بازی و امتیازطلبی و دهن‌کجی به اولویت‌ها و بزرگ کردن فرعیات، ناامید و ناراضی کردند و سپس با وقاحت، پرچم مخالف‌خوانی و اصلاح‌طلبی بلند کردند. رویکرد ‌اشرافی کارگزاران را برای 8 سال بعدی تداوم بخشیدند، در حالی که در دوم خرداد 76 چنین وانمود می‌کردند که منتقد و معترض وضع موجود دولت هستند! به تعبیر حسین مرعشی، آقای هاشمی شش ماه قبل از انتخابات دوم خرداد، به کارگزاران خط داده بود که سراغ حمایت از خاتمی بروند، اما در افکار عمومی چنین پمپاژ می‌شد که ادامه وضع موجود، یعنی ناطق نوری!
7- پس از واگذاری دولت و در حالی که فاقد کوچک‌ترین مسئولیت رسمی بودند، از وزیر ارشاد تا رئیس‌دولت اصلاحات، به دربار منحوس آل‌سعود تردّد کردند و کمک مالی و رسانه‌ای در پوشش‌های مختلف گرفتند و آن آشوب خیانت آمیز هشت ماهه را علیه جمهوریت و اسلامیت برپا کردند. استارت تحریم‌های جدید را فرستادگان و رابطان همین طیف، ضمن نشست‌های مشترک، به دولت اوباما و وزارت خارجه هیلاری کلینتون و وزارت خزانه‌داری دادند. اگر هم برخی مستقیما درگیر دادن گرای تحریم نبودند، در جبهه و ائتلافی حاضر بودند که یقین داشتند آن جبهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدامات مشترک علیه جمهوری اسلامی طراحی و اجرا می‌کند.
8- عناصر بی‌صداقت، به جای پاسخ در زمین اقتصاد و مدیریت، به زمین بی‌عرض و طول و پر منفذ سیاست (بازی) فرار می‌کنند؛ حال آنکه وقتی وعده‌های فریبنده و عقل زایل کن می‌دادند، نمی‌گفتند نمی‌توانیم و نشدنی است با تاکید می‌گفتند اگر مشکلات قابل حل نبود، وارد گود نمی‌شدند. می‌گفتند چنان تدابیری به کار بسته خواهد شد که 150 میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران به همراه 200 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی به کشور بیاید و مردم از شدت رونق اقتصادی، نسبت به پول ناچیز یارانه بی‌نیاز شوند. می‌گویند آقای روحانی سکوت را بشکند و «حقایق» را بگوید. کدام حقایق؟! حقیقت این است که دولت چهار ماه -و به عبارتی 8 ماه- اخیر را که وعده داده می‌شد دوره میوه دادن تدابیر است، با تعلل و آزمون و خطا و آسان‌طلبی سپری کرد و عایدی آن، خروج 30 میلیارد دلار ارز از کشور قبل از پایان سال و پول پاشی توام با رانت 30 میلیارد دلار دیگر در سال جدید بوده است. 
همین طور است توزیع رانتی و ناعادلانه 60 تن طلا (7 میلیون سکه) به نصف یا یک سوم قیمت فعلی. پس از پنج ماه آزمون و خطا، و تیتر و عکس‌ها و طرح‌های سوپرمنی رسانه‌های همسو برای معاون اول رئیس‌جمهور که بسته ارزی پنج ماه قبل را معجزه‌ای هم شانه فتح الفتوح برجام تصویر می‌کردند، اکنون همان نسخه ابطال و نسخه قبلی مجددا رونمایی می‌شود. این چنین بود که با وجود ایراد خسارت به اقتدار و اعتبار کشور در برجام، تصور و توهم پانصد تومان یا هزار تومان شدن دلار در جشن‌های کذایی، به شوک قیمتی 10- 12 هزار تومانی ختم شد. حالا کار تعیین نرخ ارز به بازار(!؟) حوالت داده می‌شود. قرار است دست نامرئی آدام اسمیت تعیین قیمت کند؟ تکلیف تورم انتظاری و مصنوعی 40- 50 درصدی که در اثر عملیات دشمن و خوابزدگی و سوء مدیریت برخی خودی‌ها پدید آمد، چه می‌شود که خاطره سوء مدیریت کارگزارانی‌ها در سال 74 و تورم 49 درصدی را دوباره زنده کرد؟
9- حقیقت این است که پنج سال، هر هشدار صاحب نظران را که همین روزها را می‌دیدند و تذکر می‌دادند، دستمایه استهزا و طعنه و هوچی‌گری قرار دادند. حقیقت این است که بخشی از مردم و بازار را به لحاظ روانی به بیرون مرزها وابسته کردند و چوب همین جفای بزرگ را کشور خورد. حقیقت این است که افراطیون غربگرایی که پوست خربزه اتکا به غرب را زیر پای دولت و اقتصاد کشور گذاشتند، یک عذرخواهی بزرگ به مردم بدهکارند اما چون شهامت و بلوغ شخصیت کافی در خود سراغ ندارند، فرافکنی و طلبکاری پیشه کرده‌اند. حق مردم ماست که بدانند چرا نه تنها پنج سال برای نقدینگی تدبیری نشد بلکه برخی مدیران چنان مدیریت کردند که با وجود تزریق رکود عمیق به اقتصاد کشور، با سه برابر شدن نقدینگی و رسیدن به سقف 1600 هزار میلیارد تومان روبه رو هستیم؟ از گذشته مهم‌تر، آینده است. مردم حق دارند بدانند و کارشناسان و رسانه‌ها و نمایندگان مجلس باید مطالبه کنند که پس از این، برنامه دولت در قبال نقدینگی سرگردان و رکود و تورم توامان چیست؟
10- دیروز و دیشب که قرار بود آقای روحانی به تلویزیون بیاید، قیمت ارز اندکی فروکش کرد. الحمد لله. کاش ایشان هر هفته به تلویزیون بیاید تا برخی مدیران تکاپو کنندو بازار به سمت تنظیم و ثبات برود. کاش فاصله گفت‌و‌گوی تلویزیونی دوم بهمن ماه 96 تا 15 مرداد 97 دیگر تکرار نشود که مجری (رشیدپور) بپرسد «چرا دلار 4750 تومان است؟» و آقای روحانی پاسخ دهد «وسط دعوا نرخ تعیین نکنید! دلار 4750 تومان نیست؛ خیلی پایین‌تر است و پایین‌تر هم می‌آید». یا مجری بگوید «پس خیال مردم بابت نرخ ارز راحت باشد؟» و در پاسخ بشنود «بله خیال مردم راحت باشد». کاش قصه هفت ماه تنها گذاشتن مردم با تروریست‌های اقتصادی و مفسدان و رانت‌طلبان زالو صفت، هرگز تکرار نشود.
11- این روزها در حالی که وزیر خارجه آمریکا (رئیس‌قبلی سازمان سیا) ادعا می‌کند «از حق مردم ایران برای اعتراض علیه نظام حمایت می‌کنیم»، «محمد- ف» مشاور 
وزیر نیرو «در امور برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه پایدار» هم در نشست هم اندیشی روابط عمومی‌های استان یزد می‌گوید «اعتراض حق مردم است و برای اعتراض مردم، باید ساز و کار مناسب ایجاد شود». سؤال: اگر مسئله رئیس‌سیا و وزیر خارجه آمریکا، و فلان مدیر یا مشاور اجرایی در داخل یکی شود، پس قرار است کدام مدیران و مشاوران به مشکلات و گلایه‌های اقتصادی و معیشتی مردم رسیدگی کند؟! برخی متولیان، گویا خود را مسئول ناراضی و گله مند کردن مردم و سپس، ادعای حمایت از حق اعتراض می‌دانند و نه مسئول خدمت رسانی و گره‌گشایی از مشکلات مردم که ذاتا اقتدارآفرین و امنیت زاست و موجب ثبات ضروری پیشرفت و قطع امید دشمنان می‌شود. این را در مسائل منتهی به حوادث دی ماه و ژست‌های بعدی برخی مدیران مقصر دیدیم. آقای روحانی باید ریشه این نگاه مسئولیت‌نشناسانه را در میان برخی مدیران بخشکاند. این رویکردها اگر برای پوپولیسم تبلیغاتی و انتخاباتی هم پذیرفته باشد -که نیست- مطلقا در مدیریت و تمشیت و تدبیرامور جواب نمی‌دهد. 

محمد ایمانی(کیهان)


:: بازدید از این مطلب : 803
|
امتیاز مطلب : 95
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 15 مرداد 1397

پدیده تحلیل‌های خیالی

فردای آن شبی که نمایندگان ایران و 1+5 بر سر محتوای سندی که «برجام» لقب گرفت به توافق رسیدند، شبکه مطبوعاتِ همسو، با تیترهای تأمل‌برانگیزی به استقبال آن رفتند: «خلاص شدیم»، «تحریم رفت»، «صبح بدون تحریم»، «اینک بدون تحریم»، «فروپاشی تحریم». حامیان رویکرد سازش و عادی‌سازی رابطه با جهان غرب در رسانه‌های داخلی و خارجی، فضای جامعه ایرانی را به گونه‌ای آراستند که این تصور یا شاید توهم برای مردم به وجود آمد که تحریم‌های قدرت‌های بزرگ حقیقتاً «بالمرّه» لغو شده و به پایان رسیده و آنها در آینده‌ای نزدیک می‌توانند تأثیرات شگرف و نمایان برجام را در سفره معیشت خود سراغ بگیرند.

تصویر آن شهروند ساده‌دلی که با کنار هم گذاشتن اسکناس‌های 1000 تومانی و یک دلاری وقوع معجزه‌ای را در اقتصاد ایران به یُمن توافق هسته‌ای با غرب نوید می‌داد، از جلوه‌های ماندگارِ آن صحنه‌آرایی خیال‌پردازانه و مبالغه‌آمیز رسانه‌ای بود.

اما تحریم‌ها بر سر جایش ماند. اصولاً قرار هم نبود برداشته شود. تنها یک آشنایی اجمالی با الفبای روابط بین‌الملل و سیاست خارجی برای فهم منطق نیاز مُبرم آمریکا به حفظ ساختار تحریم‌ها کفایت می‌کرد. بازی تحریم‌ها تداوم یافت و از لبخند سیاستمداران غربی رونقی عاید سفره جامعه ایرانی نشد و توافقنامه‌ای که «آفتاب تابان»ش می‌خواندند، نتوانست گرمابخش روزگار خزان‌زده صنعتگر وطنی باشد. چشم‌آبی‌های اروپایی هم که گفته می‌شد تشنه کار کردن با ایرانیان هستند، رغبتی برای پذیرش مخاطرات سرمایه‌گذاری در ایران از خود نشان ندادند. آن چند نفری هم که آمدند،‌ بی‌پروا گفتند به مجرد مواجهه با هر اخم و تشر «کدخدا» کار را نیمه‌کاره رها خواهند کرد.

تا این‌که چندی پیش «کدخدا» برخلاف انتظار خوش‌خیالان در مقابل دوربین‌ها قرار گرفت و ضمن تهدید و تحقیر ایرانیان خروج رسمی دولت خود را از برجام اعلام کرد. اما درست فردای همان روزی که ترامپ از برجام خارج شد، باز هم تیترهای شبکه مطبوعاتِ همسو تأمل‌برانگیز و چه‌بسا تحیرابرنگیز بود: «خروج مزاحم از برجام»، «برجام منهای آمریکا»، «برجام پابرجا»، «پایداری برجام».

عجبا همان کسانی که تا دیروز نظام جهان را «کدخدامحور» و «بستن با کدخدا» را آسان‌تر می‌دانستند، حال از بی‌اهمیت بودن خروج آن از برجام و امکان تداوم همکاری با اروپا بدون آمریکا سخن گفتند و باز به این باورِ وهم‌آلود در سطح جامعه دامن زدند که اروپا حاضر است برای حفظ برجام حتی مستقل از آمریکا عمل کند و رویاروی آن بایستد. این قبیل تحلیل‌های خیالی حکایت از آن دارد که گویی بخشی از جامعه ایرانی حتی طبقه روشنفکر و فرهیخته به جای زندگی در جهان واقعی و سروکار داشتن با حقایق عینی، در دنیایی «اَبَرواقعی» آکنده از بازنمایی‌ها و نشانه‌ها و دال‌های مجازی که ریشه‌ای در واقعیات ندارند به سر می‌برند.

اَبَرواقعیت و چیستی آن

حقیقت این است که ما امروزه در عصر به ­‌هم­ریختگیِ مرز میان واقعیت و مجاز روزگار می­‌گذرانیم. امروز تشخیص این­که امری واقعی است یا غیرواقعی برای ذهن انسان به سهولت میسر نیست. چه‌­بسا چیزی که ذهن یک فرد به‌عنوان واقعیتی قطعی و غیرقابل خدشه پذیرفته است، اساساً در عالم خارج رخ نداده و یا لااقل نحوه وقوع آن با روایت مورد پذیرش وی مغایرت داشته باشد. به نظر می­‌رسد مهم­ترین دلیل بروز چنین وضعیتی رسانه‌­ها هستند.

در گذشته‌­های نه چندان دور، انسان بی‌­واسطه با واقعیات بیرونی روبرو می‌­شد و پدیده­‌های جهان را مستقیماً از طریق حواس خود ادراک می‌کرد. اما در دوران کنونی رسانه‌­ها در نقش حلقه­ واسط میان امر واقع و ذهن انسان عمل می‌­کنند. به عبارت دیگر انسان­‌ها از دریچه­‌ایی که رسانه­‌ها فرارویشان گشوده‌­اند به جهان پیرامون می­‌نگرند و فرصت مواجهه­ مستقیم با واقعیات را در موارد بسیاری از دست داده‌­اند. یعنی به‌خاطر گستردگی محیط پیرامونِ انسان متعاقب تحولات شگرفِ مجاری ارتباطی، افراد دیگر نمی‌­توانند شخصاً در جریان وقوع انبوهی از پدیده‌­های حادث در دنیای وسیعی قرار گیرند که شبانه­ روز در حال ارتباط و تعامل با آن هستند بلکه ناگزیرند شرح ماوقع را از زبان رسانه‌­ها بشنوند. بدین ترتیب رسانه­‌ها به مرجع روایتگری واقعیات برای انسان امروز تبدیل شدند و تصویری بازنمایی شده از امر واقع را بر صفحه­ ذهن انسان­‌ها منعکس می­‌کنند.

این شرایط سبب بروز وضعیتی می‌شود که در رویکردهای نشانه‌شناسی و پسامدرنیسم به آن اَبَرواقعیت (hyperreality) می‌گویند. اَبَرواقعیت به‌معنای ناتوانی فرد در تمیز دادن واقعیت از شبیه‌سازی واقعیت علی‌الخصوص در جوامع پیشرفته از لحاظ تکنولوژی است. اَبَرواقعیت به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن امر واقعی و امر خیالی آن‌چنان در هم می‌آمیزند که هیچ تمایز و مرز روشنی وجود ندارد که یکی در کجا به پایان می‌رسد و دیگری در کجا آغاز می‌گردد. از میان چهره‌هایی که در این زمینه مباحثی داشته‌اند می‌توان به ژان بودریار، آلبرت برگمن، نیل پستمن و آمبرتو اکو اشاره کرد.

اصولاً برخلاف مدرنیسم که گفتمان­‌ها، فرهنگ، زبان و رسانه­‌ها را بازتاب واقعیات بیرونی می‌­انگارد، از دیدگاه پسا­مدرن، زبان، گفتمان و فرهنگی که در عصر جدید در رسانه­‌ها تجلی می‌­یابند، تعریف ­کننده و سازنده واقعیات و شیوه زندگی و صورت­ بخش همه­ اشکال، روابط و کردارهای اجتماعی هستند.

بودریار در کتاب وانمایی­ها اظهار می­‌دارد که در عصر پسا­مدرن مرز میان واقعیت و وانماییِ واقعیت برداشته می­‌شود و جهان واقع همان جهان شبیه‌سازی­‌ها و وانمایی­‌هاست. به عبارت دیگر جهان پسا­مدرن را باید جهانی اَبَرواقعی دانست که در آن انسان­ها نه با خود واقعیت که با تصاویر و تعابیر واقعیت سر و کار دارند. یعنی تصویر در جای واقعیت می‌­نشیند و مهم­تر، تعیین­ کننده‌­تر و واقعی‌­تر از واقعیت محسوب می‌­شود. برای مثال تصویری که‌رسانه­‌های گروهی از شخصیت سیاست‌مداران به ما عرضه می­‌کنند، بسیار واقعی­‌تر از خود آن­ها به نظر می­‌رسد.

پس در عصر پسا­مدرن معنا و واقعیت رخت برمی­‌بندد و جای خود را به تصویر می­‌دهد که بودریار از این مسئله با عنوان «رژیم تصورات» یاد می‌­کند. به زعم وی سلطه تصورات در جهان امروز آن­قدر گسترش یافته است که امر واقع کاملاً محو شده و دیگر حقیقت، مصداق و علل عینی وجود ندارد. آن­چه ما درباره واقعیت­‌ها می­‌دانیم، همان است که در تصورات رسانه­‌ای ساخته می­‌شود. دکتر محمدرضا تاجیک در این باره می‌نویسد:

«در دنیای رسانه گاه مردم در بازیِ نگاره­‌ها و صورت‌­های خیالی گرفتار می­‌آیند که کم­ترین ارتباطی با یک واقعیت خارجی ندارند. در واقع آنان در جهانی از صورت­‌های خیالی زندگی می­‌کنند که در آن انگاره­‌ها و وانموده­‌ها جایگزین تجربۀ مستقیم و شناخت مصداق یا مدلول یک رویداد شده‌­اند... رسانه‌­ها با انگاره­‌سازی می‌­توانند خالق جهانی «وانموده» (جهانی که در آن مرز واقعیت با غیرواقعیت، حقیقت با غیرحقیقت مخدوش می‌­شود و «هست»ها «نیست» جلوه داده می­‌شوند و بالعکس) باشند.»  

ژان بودریار اَبَرواقعیت را به‌عنوان تولید مدل‌هایی از یک امر واقع بی‌آن‌که ریشه در واقعیت اصیل داشته باشد تعریف می‌کند. اَبَرواقعیت یک بازنمایی و یک نماد بدون وجود مرجع اصیل است. بودریار می‌گوید اَبَرواقعیت از صِرف درآمیختن «امر واقع» با نمادها و نشانه‌های بازنمایی‌کننده آن فراتر می‌رود.

بلکه اَبَرواقعیت شامل خلق یک نشانه یا مجموعه‌ای از دال‌ها است که چیزی را بازنمایی می‌کنند که در حقیقت اصلاً وجود خارجی ندارد. امروزه کار به جایی رسیده است که به زعم بودریار واقعیاتی که در قالب فیلم، عکس یا گزارش­‌های خبری تولید شده‌­اند، بسیار واقعی­‌تر از امر واقع به نظر می‌­آیند و مدل‌­ها و شبیه‌­سازی­ها جایگزین واقعیات عینی می‌­گردند. در این جهانِ اَبَرواقعی، رسانه‌­ها از طریق نمادها و کلمات، پدیده­‌ها و حوادث بیرونی را به شیوه خاص خود معنا نموده و معانیِ برساخته­ خود را به ذهن مخاطبان رسوخ می‌دهند تا از این رهگذر درک آنان از جهان پیرامون را بازسازی کنند.

درنتیجه، برداشت ما از واقعیت دیگر نه محصول تماس مستقیم با محیط خارج از ذهن بلکه محصول ارتباط ما با رسانه است. زندگی انسان­های امروز آن­چنان در رسانه‌­هایی مانند تلویزیون مستحیل گردیده که گاه تمیز دادن میان آن­چه که با برچسب امر واقع بر صفحه نمایش نقش می‌بندد با اصل واقعیت ناممکن می‌­شود. به­‌هم‌­ریختگی مرز واقعیت و مجاز رسانه‌ها را به مرجع تعیین مصداق برای مفاهیم ذهنی تبدیل کرده است.

در این میان، مفاهیمی مانند امنیت، ناامنی یا فروپاشی که ماهیتی سیال و برساخته دارند و بر هیچ مدلول مشخصی در عالم خارج دلالت نمی­‌کنند و رابطه‌شان با مدلول‌ها اعتباری است، بیش‌تر تحت‌تأثیر بازی رسانه‌ها قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر از آن‌جایی که این مفاهیم ذاتاً اجتماعی بوده و نه به خودی خود بلکه در یک فضای بیناذهنی و گفتمانی مفهوم و مصداق می‌یابند، رسانه‌­ها قادرند معانی آن‌ها را تعیین کرده و دال شناورشان را به هر مدلولی که بخواهند مرتبط سازند.

در نتیجه، امروز رسانه‌ها نقشی محوری در ساختن هویت ما و معنابخشی به جهان پیرامونمان برعهده دارند. مردم عمدتاً از طریق رسانه‌ها به فکر کردن دربارة این موضوع که می‌خواهند چه کسی باشند یا چه کسی بشوند اشتیاق می‌یابند. همچنین رسانه‌ها هستند که دستورکاری برای چیزهایی که باید به آن‌ها بیاندیشیم در اختیار ما قرار می‌دهند. رسانه­‌ها به کمک ابزارهای نافذ خود می‌­توانند خلاّق معانی باشند و این معانی را خصوصاً با زبان گویای تصویر برای همه­ مخاطبان از هر ملیت، نژاد و فرهنگی قابل ­فهم نمایند. رسانه‌­ها به ایده‌­ها، تصورات و ادراکات بیناذهنی انسان‌­ها شکل می‌­دهند و لذا قادرند است هر مفهومی را که بخواهند، بسازند و به‌عنوان مفهوم استعلایی با کارکردی جهان‌شمول به سراسر دنیا صادر کنند.

اَبَرواقعیت فروپاشی یک انقلاب

مفهوم اَبَرواقعیت این روزها درباره انقلاب اسلامی و نظام سیاسیِ برآمده از آن به طرز جالبی مصداق یافته است. انقلابی که در آستانه چهل‌سالگی و در اوج فشارها و تحریم‌های بی‌سابقه دشمنانش همچنان مقتدرانه به پیش می‌راند.

این سخن صرفاً یک شعار و توهم پوچ نیست. بارزترین شاهد مدعا، بیش‌فعالیِ بیمارگونه رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی برای از نفس انداختن و زمین‌گیر کردن آن است. سال‌هاست که انبوهی از طرح‌های حساب‌شده را برای تضعیف، انزوا و براندازی ایران انقلابی به اجرا درآورده‌‌اند اما باز هم همه‌جا صحبت از ایران است. دستش‌هایش را محکم‌تر از همیشه بسته‌اند اما باز در واشنگتن و بروکسل و تل‌آویو و ریاض خشمگینانه دندان می‌سایند و از نفوذ کلام و مرامش، برد موشک‌هایش، لشکر نیابتی‌ گوش به فرمانش، سلاح هسته‌ایِ نداشته‌اش و امپراتوری منطقه‌ایِ نساخته‌اش ناله می‌کنند. چه‌بسا مهمترین دلیل خروج ترامپ از برجام نیز همین بود که به چشم خود می‌دید برخلاف پیش‌پندارها با این توافق هم نتوانسته است حرکت پیش‌رونده جمهوری اسلامی را متوقف سازد.

پس این تقلاهای عاجزانه شاید به طور ناخواسته آشکار می‌سازد که آن بیرون واقعیتی عینی به نام ایران قدرتمند وجود دارد. اما فناوری مدرن به صاحبانش امکان می‌دهد که خیالات و رویاهای خود را بلندبلند فریاد بزنند. آن‌قدر بلند که رنگ واقعیت به خود می‌گیرد و مخاطبان و حتی خودشان باور می‌کنند که این مجاز واقعیت دارد.مدتی است که «دگرانِ» انقلاب اسلامی در داخل و خارج، اَبَرواقعیت فروپاشی را برساخته‌اند و آن را در شیپورهای رسانه‌ای‌شان فریاد می‌زنند. می‌گویند ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد یا حتی فروپاشیده اما هنوز مکتوم مانده است. می‌گویند سال 97 سال پایان جمهوری اسلامی است و انقلاب خمینی جشن سالگرد چهل‌سالگی خود را نخواهد دید. این اَبَرواقعیت را آن‌چنان واقعی می‌گویند که مردم و حتی برخی نخبگان ما را نیز به تردید می‌اندازد که نکند فروپاشیده‌ایم و خود خبر نداریم!!

این‌جاست که دال‌ها و مدلول‌های برساخته به هم ارتباط می‌یابند، کاه‌ها کوه به نظر می‌رسند و هر آتش کوچکی که در گوشه‌ای از این خاک پهناور زبانه می‌کشد، به نشانه فروپاشی و آغازِ پایان انقلاب تعبیر می‌شود. در این میان آن‌چه که رونق بازار اَبَرواقعیت را دوچندان می‌سازد، اعتیاد رسانه‌ای ایرانیِ امروز است. مردم ما به شکلی افراطی دلبسته رسانه‌های نوین شدند. هر کجا را می‌کاوی، سرها در صفحه گوشی‌هاست و چشم شهروندان بیش از آن‌که واقعیت را ببیند، به دیدن اَبَرواقعیت و مجاز عادت دارد. همین عارضه آن‌ها را تا حدودی زودباور، احساساتی و سطحی کرده است. باید با مِهر دستی بر شانه‌شان بگذاریم و وقتی سر بلند کردند و چشم از صفحه گوشی‌ها برگرفتند بگوییم: برادر! نگاه کن. واقعیت آن بیرون است. انقلاب اسلامی با همه مشکلات و فشارها همچنان مظلومانه و مقتدرانه به پیش می‌رود.

(سعیدی سردبیر عصر اندیشه )

 


:: بازدید از این مطلب : 691
|
امتیاز مطلب : 85
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.