منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 84
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 243
:: باردید دیروز : 203
:: بازدید هفته : 678
:: بازدید ماه : 2466
:: بازدید سال : 2466
:: بازدید کلی : 76075
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 30 بهمن 1396

  

  •  

    انقلابی‌نماها به‌دنبال چه هستند؟

    حکومت پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مدینه، فصل دوم رسالت ایشان بود. پیشتر پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مرحله‌ی سیزده ساله‌ی مکه، شالوده‌های اولیه‌ی نظام اسلامی را پی‌ریزی کرده بود، و حالا در ده سال مدینه، وقت نظام‌سازی و جامعه‌سازی بود. برای همین، دشمنی با پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در این مرحله، هم بیشتر و هم پیچیده‌تر شده بود. از یک‌سو، دشمنان بیرونی چون کفار مکه یا یهودیان مدینه، جنگ‌هایی را بر پیامبر تحمیل می‌کردند، و از سویی دیگر، دشمنان درون جامعه‌ی اسلامی، در بزنگاه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، موجب تحمیل هزینه‌های زیادی به حکومت نوپای پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلممی‌شدند. از این حیث، می‌توان افراد موجود در جامعه‌ی پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم را به سه دسته تقسیم کرد.

     دسته اول، اصحاب راستین: این دسته از افراد کسانی بودند که تا آخرین لحظه و قطره‌ی خون، از پیامبر و دین اسلام دفاع ‌کردند، آنها همان‌هایی بودند که قرآن در وصف‌شان چنین می‌فرماید: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ و َمِنهُم مَن ینتَظِرُ و َما بَدَّلوا تَبدیلًا». امیرالمؤمنین علیه‌السلام، عمار و سلمان، نمونه‌هایی از این افرادند.

     دسته دوم، ضعیف‌الایمان‌ها: افرادی که اگرچه ایمان آورده و به پیامبر گرویده بودند، اما از آنجا که ضعف در ایمان داشتند، در حوادث و شداید، ممکن بود پایشان بلرزد و از راه به درشوند. اینها همان کسانی بودند که در ماجرای جنگ احد که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، دستور مراقبت از تنگه را به آنها داده بود، به هوای جمع‌آوری غنائم، مأموریت خود را رها کرده و سرنوشت جنگ را تغییر دادند. «مسلمان‌ها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌ای مأموریت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع‌کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند.»(۱۳۸۹/۰۴/۲۳) روش پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، با این گروه، روش "تربیت و تزکیه و تعلیم" بود.

     دسته سوم، انقلابی‌نماها: کسانی که "ظاهرا" ایمان آورده و ادعای اسلام می‌کردند، اما رفتار آنها، دقیقا برخلاف ادعای آنان بود. اینان کسانی بودند که با کارهای خود مانند انتشار شایعه، دروغ یا سیاه‌نمایی از وضع موجود، موجب تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشویش در گروه دوم می‌شدند. مثلا در ابتدای جنگ احد، پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم مانند همیشه از اصحاب خواستند که نظر خود را درباره‌ی چگونگی جنگ بیان کنند. عده‌ای معتقد به جنگ در درون مدینه و عده‌ای موافق جنگ در خارج از مدینه بودند. بالاخره تصمیم به جنگ در خارج از مدینه گرفته شد و پیامبر با سپاه هزار نفری خود، به سمت خارج از مدینه حرکت کرد تا در مقابل سپاهی چند برابری قرار گیرد. اما در میانه‌ی راه، انقلابی‌نماها به بهانه‌ی آنکه پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم حرف آنان را گوش نکرده و در درون مدینه نجنگیده است، ساز مخالفت با پیامبر زده و ۳۰۰ نفر از او جدا شدند.

    انقلابی‌نماها در جریان جنگ احزاب هم‌ چنین کردند. «در جنگ احزاب، همه‌ی قبائل مشرك مكه و غیر مكه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم كردند؛ یهودی‌هایی هم كه همسایه‌ی پیغمبر بودند و امان‌یافته‌ی پیغمبر بودند، خیانت كردند؛ اینها هم با آنها همكاری كردند... یك جنگ احزاب درست كردند؛ جنگ احزابی كه دل‌ها را خیلی ترساند.»(۱۳۹۱/۰۷/۱۹) آن هنگام که پیامبر بشارت پیروزی مسلمانان بر ابرقدرت‌های آن روز دنیا (روم و ایران و یمن) را داد، این افراد با تمسخر یا ایجاد ابهام در سخنان او، این حرف‌ها را کذب و نادرست خواندند. آنها سپس با ایجاد تشویش و اضطراب در جامعه‌ی اسلامی (مثلا اینکه می‌گفتند راهی که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم انتخاب کرده اشتباه است و این جنگی است که در آن، شکست حتمی است) سعی کردند افراد را از گرداگرد پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم جدا کرده و آنها را از جنگیدن منصرف کنند. قرآن درباره‌ی این افراد می‌فرماید: «قَدْ یعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلْمُعَوِّقِینَ مِنكُمْ وَٱلْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا وَلَا یأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا» : «خداوند کسانی را به‌خوبی می‌شناسد که مردم را از جنگ باز می‌داشتند، و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به‌سوی ما بیائید و خود را از معرکه بیرون بکشید، و جز مقدار كمى -آن‌هم از روى اكراه و یا ریا- به سراغ جنگ نمى‌روند.» پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلمالبته با این جریان، تا آنجا که می‌شد مماشات کرده و مانند سایر افراد با آنها رفتار می‌کرد و حتی سهم آنان از بیت‌المال را نیز پرداخت می‌کرد، اما آنگاه‌که این افراد تبدیل به یک "جریان سازمان‌یافته‌ی معاند" شدند، پیامبر نیز به‌شدت با آنها برخورد کرد.
     
    * انقلاب اسلامی، و مواجهه با این دسته از افراد
    ۱۴ قرن بعد از انقلاب نبوی، انقلاب اسلامی ایران نیز در مرحله‌ی دولت‌سازی و جامعه‌سازی، با همین سه دسته از افراد مواجه است: "اصحاب راستین انقلاب اسلامی"، که با باور تام و تمام به خط انقلاب، در همه‌ی شرایط، در کنار "رهبران انقلاب اسلامی" قرار گرفتند و با کار و تلاش شبانه‌روزی، کار انقلاب را به پیش بردند؛ "ضعیف‌الایمان‌هایی" که به دلیل هوای نفس، دنیاطلبی یا ترس از دشمن، در رخدادها و حوادث تاریخی، پایشان لرزید و یا دست از انقلابی‌گری برداشته و تبدیل به یک انسان  خنثی شدند، یا حتی به سمت دشمن، میل پیدا کردند؛ و "انقلابی‌نمایی‌هایی" که شعار انقلاب داده و می‌دهند و عکس آن عمل می‌کنند. «کسی خیال نکند که مسأله‌ی نفاق مربوط به صدر اسلام یا مربوط به اوج انقلاب بود، نه، همه‌ی ما، من و شما در معرض این امتحان در تمام حالات هستیم، یک حقیقتی مطرح می‌شود که این حقیقت ممکن است با گوشه‌ای از احساسات و دریافتهای ما ناسازگار باشد: یا با خودپرستی ما، یا با ادعاهای درونی ما، یا با علمی که برای خودمان قائلیم، یا برای سابقه‌ای که برای خودمان می‌شناسیم، مثلاً باسابقه‌ی مبارزه، یا با توقعی که نسبت به شخصیت خودمان داریم، این ناسازگار است، در مقابل این حقیقت چه‌کار خواهیم کرد؟ هم می‌توان پا گذاشت روی این احساس غلط و درک باطل و تسلیم شد و حرکت کرد و در راه این حقیقت رفت، و هم می‌توان تسلیم نشد، بلکه تسلیم آن احساسات غلط درونی شد، که اگر این کار انجام گرفت آن‌وقت: «فزاد هم الله مرضا» دائم این حالت دومی یعنی نفرت و جدائی، ایجاد می‌شود و کار را به‌جاهای بسیار دشوار خواهد رساند.»(۱۳۷۰/۰۸/۲۹)

    انقلابی‌نماها سعی می‌کنند با ایجاد شایعه، شبهه، سیاه‌نمایی و لجن‌پراکنی، در دل مردم و جامعه، "ناامیدی" به وجود آورده و نسبت به راهی که انتخاب کرده‌اند، تشویش ایجاد کنند. این جریان را باید شناخت و نسبت به حربه‌های آنان آگاه بود. هرچند که «مردم قبول نمی‌کنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.»(۱۳۹۶/۱۰/۰۶)

    (نشریه حزب الله)


:: بازدید از این مطلب : 375
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 21 بهمن 1396

شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. كساني  ميسازند که هدف خاصی را دنبال می کنند برای به هدف رسیدن دشمنان ایران اسلامی حرف ها و یا مقاله ها و شعارهایی را خلق می کنند که با عقیده مردم و یا اقتصاد مردم گره می خورد. این روش پوپولیستی از طرف دسمنان این آب و خاک و بعضا از سوی بعضی از معاندان داخلی صورت می گیرد. مهم این است که مردم عزیز ما با طرفندهای آنها آشنا باشند و مفت و بی جهت بازیچه آنها نشوند.اما عزيزاني كه اين شعارها را باور ميكنند، ميدانند قضيه غزه و لبنان چيست؟ شايد بعضيها بر اين باورند كه قضيه غزه و فلسطين براي ما فقط جنبه اسلامي و انساني دارد. فرض كنيم كه ما اصلاً مسلمان نيستيم و به اسلام هم اعتقادي نداريم. فرض كنيم انسان هم نيستيم. اما ادعا ميكنيم كه ايران را ميخواهيم. شما فكر ميكنيد كه صهيونيستها فقط به خاطر خاك فلسطين به آن منطقه آمدند؟ به خاطر مناطق نفت خيز آمدند و لذا شعار آنها از نيل تا فرات بود؛ از مصر تا ايران. اگر تا امروز به اين نقشه خود دست پيدا نكردند به خاطر اين است كه هنوز در خاكريز اول مانده اند. اگر يك روز فلسطينيها شكست بخورند و يا تسليم شوند و اين خاكريز فتح شود مطمئن باشيد كه صهيونيستها گام بعدي را برداشت خواهند كرد و براي اشغال سرزمينهاي نفت خيز جلو خواهند آمد و آن روز ما بايد در مرز ايران با صهيونيستها بجنگيم و حضرت علي(ع) ميفرمايند: بدبخت ملتي است كه آنقدر بنشيند كه دشمن وارد منزلش شود و در داخل منزل خودش با دشمن بجنگد. امروز حمايت از فلسطين حمايت از تماميت ارضي ايران است. حمايت از مردم لبنان در حقيقت حمايت از مردم ايران است. كسي كه با آگاهی از نقشه دشمنان ایران، شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران را سر ميدهد، تا کنون در کجا ایران عزیز جانشان را فدای ایران کرده اند که این بار دوم آنها باشد. این جیره خواران دشمنان غربی هستند که بابت این سینه چاکی الکی پاداش دریافت می کنند امثال منافثین، اين جانم فداي ايران نيست. شكست غزه، فلسطين و حزب ا... لبنان يعني اين كه ايران خلع سلاح شود و آمريكا و اسرائيل به ايران حمله كند. پس اين شعار ناشي از آن است كه يا فرد متوجه نيست و يا الهام گرفته از صهيونيست هاست و اين شعار يك شعار صهيونيستي است.


:: بازدید از این مطلب : 207
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 20 بهمن 1396

 با توجه به اینکه این موضوع یکی از موضوعات مهم در جامعه اسلامی محسوب می شود و صاحب نظران زیادی به چرایی آن پاسخ داده اند، همانطوریکه در دو آیه قرآن بحث حجاب را مطرح کرده اند، آیه ۳۱ سوره نور و آیه ۵۹ سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند. ولی در این مورد پاسخ حاضر به تاسی از یک اصل مهم فرهنگ لیبرالیسم غربی به نام آزادی فردی که حقوق انسان ها در فرهنگ غربی بر این پایه استوار است :«انسان ها آزاد هستند مگر این  که  به حقوق فردی دیگر لطمه بزنند». پرداخته شده است، ما هم در توضیح اجباری بودن حجاب بر همین منطق تاکید می کنیم تنها فرقی که وجود دارد در تعریف «حقوق دیگران» است.

 در فرهنگ «دنیا محور» و «فردگرا»ی غربی حقوق دیگرانی که نباید به آن لطمه بخورد آزادی و «منافع» افراد دیگر جامعه است اما در فرهنگ اسلامی، دنیا محوری جای خود را به «آخرت اندیشی» و فردگرایی جای خود را به «خانواده محوری» می دهد. برای انسان مومن تلاش برای رفاه و آرامش در دنیا موضوعیت جدی دارد  اما هدف اصلی از چند ده سال زندگی  در دنیا، ساختن زندگی با طول زمان بی نهایت  در جهان پس از مرگ است به گونه ای که آن زندگی  پر از لذت های متنوع و همراه با  نعمات غیرقابل شمارش،  غیرقابل تصور و غیرقابل مقایسه با لذت های دنیا باشد. همچنین در فرهنگ اسلامی فردگرایی نمی تواند آرامش فردی و بلوغ اجتماعی پایدار ایجاد کند پس حفظ کیان خانواده به عنوان محل آرامش وسکینه فردی و  سلول اصلی  جامعه ساز از مهم ترین ارکان جامعه اسلامی و البته ایرانی است.

بر این اساس در تعریف «حقوق دیگران» در فرهنگ اسلامی به جای منافع «سعادت» می نشیند و حفظ خانواده نیز هدفی راهبردی محسوب می شود. خلاصه این می شود که در نگاه اسلامی انسان ها در زندگی اجتماعی آزادند مگر این که به آزادی یا سعادت دیگران لطمه بزنند، همچنین با هر اقدامی که باعث تضعیف ارکان خانواده شود باید مقابله کرد.  

حال با این وصف بی حجابی(منظور  نوعی از پوشش هنجارشکنانه با هدف تبرج و خودنمایی است )  یا هر اقدامی که باعث شود سعادت انسانی دیگر از جامعه به خطر بیفتد یا کانون خانواده  تضعیف شود، ممنوع است چرا که آزادی نباید «حقوق دیگران» را سلب کند . پس همان طور که حکومت به عنوان مثال وظیفه دارد اجازه ندهد مواد غذایی آلوده در جامعه توزیع شود چون سلامت دیگران لطمه می خورد، وظیفه دارد اجازه ندهد، فضای عمومی جامعه  آلوده شود چون سعادت دیگران لطمه می خورد. انسان ها اگر می خواهند به سعادت نرسند آزادند (لا اکراه فی الدین) اما اجازه ندارند مانع سعادت دیگران شوند. وقتی فردی به صورتی هنجارشکنانه با آرایشی غلیظ و برای خودنمایی به گونه ای خود را در سطح عمومی جامعه عرضه می کند که «دیده شود» به ویژه هنگامی که این افراد به تعداد قابل توجهی در جامعه تبدیل می شوند،  «ندیدن» توسط دیگران یا ناممکن یا خیلی سخت می شود و حق وجود زمینه برای رسیدن به سعادت از دیگران سلب می شود.  البته برخی معتقدند که  به جای ممنوعیت در پوشش ، مردان خود را از «دیدن» منع کنند اما این افراد اگر منصفانه  رفتار خود(اگر مرد هستند) یا نزدیکان شان(اگر زن هستند) را محور قضاوت قرار دهند، اذعان خواهند کرد که در فضایی که بخش قابل توجهی از افراد با پوشش و آرایشی  تحریک کننده، وجود دارند و شما به دلایل کاری، تحصیلی، نیازهای اطلاعاتی، خرید و فروش و... مجبور به ارتباط گرفتن هستید، نمی توانید «نبینید». یک نفر و دو نفر را شاید بتوان اما  در محیطی پر از  هنجار شکنی و خودنمایی، افراد چشم شان را چقدر باید ببندند، یا سرشان را چه میزان به زیر بیندازند؟

ضمن آن که تاثیرگذاری محیط و همچنین قدرت کشش های غریزی در برابر رفتارهای عقلانی نیز نباید نادیده گرفته شود و مهم ترین راه برای دور ماندن از خطرهای موجود در محیط، سالم سازی محیط است چون چه بخواهیم چه نخواهیم محیط بر ما تاثیر می گذارد به ویژه اگر غریزه یا لذت نیز در همان جهت محیط باشد.
  به عنوان مثال آیا منطقی است که والدین به فرزندان شان اجازه معاشرت با دوست ناباب را بدهند  با این توضیح که خودش باید مراقب باشد؟ یا چند درصد از والدین حتی غیر مذهبی اما خانواده دوست، اجازه ارتباط طولانی فرزندشان با جنس مخالف را می  دهند با این توضیح که خودش می تواند مراقب باشد ؟ به صفحه حوادث روزنامه ها مراجعه کنید تا مشخص شود قریب به اتفاق افرادی که کارشان به جاهای باریک کشیده شده است در شروع فکر کرده اند می توانند، در ارتباط با جنس مخالف، رفتاری عقلانی داشته باشند و خود را کنترل کنند.

درباب تاثیرگذاری بی حجابی بر کانون خانواده نیز حرف و استدلال زیاد است و ما فقط همین قدر تاکید کنیم، مردانی که در محیط بیرونی با انواع خانم هایی معاشرت می کنند که  برای جذاب کردن  صورت هایشان مدت ها وقت و پول صرف آرایش کرده اند و با پوششی تحریک کننده و هزینه هایی زیاد، اندام هایشان را به جلوه در آورده اند، چگونه از همسرشان احساس رضایت کنند درحالی که وی به دلیل ضرورت های مالی و انجام وظایف خانه داری(اگر شاغل باشد که شرایط بدتر می شود) نه فرصت می کند، نه شرایط محیطی منزل اجازه می دهد و نه  می تواند معادل آن همه تنوع افراد، خود را زیبا کند. تازه هنگامی که خانم های بیرونی زیباتر هم هستند، خطر تضعیف خانواده بسیار بیشتر می شود.  در طرف دیگر خانمی که برای محیط عمومی با جدیتی خاص خود را زیبا می کند اما چنین سرمایه گذاری را در محیط خانواده انجام نمی دهد، طبیعی است که پاسخ خیلی بهتری به نیاز «زیبا دیده شدن»، از مردان جامعه می گیرد تا همسرش، به ویژه اگر مرد به دلیل جذابیت های بیشتر محیط بیرونی پاسخ مناسبی به نیاز «دیده شدن» همسرش ندهد در نتیجه بی حجابی و بدپوششی در جامعه باعث بروز ظلمی مضاعف به خانم ها می شود که هم از یک طرف اسباب لذت بخشی مردان می شود و از طرف دیگر توجه و محبت همسران شان را از آن ها می گیرد.

سئوال بعضی از دختران و خانم ها این است، چرا ما باید آزاد نباشیم تا آقایان گناه نکنند؟ در حالیکه خداوند در آیه 30 از سوره نور خطاب به آقایان می فرماید:

«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ‌ بِمَا یَصْنَعُونَ» 
ترجمه این آیه چنین است :
«[‍‌ای پیامبر!] به مردان با ایمان بگو: چشمان خود را [از نگاه حرام] فروگیرند و پاکدامنی خود را حفظ نمایند. این برای آنان پاکیزه تر است. بی گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهند آگاه است»

و در آیه 31 از سوره نور برای زنان مومن مسلمان می فرماید:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا وَلْیَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ‌ أُولِی الْإِرْ‌بَةِ مِنَ الرِّ‌جَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُ‌وا عَلَى عَوْرَ‌اتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
ترجمه این آیه چنین است : 
«و به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را [از نگاه حرام] فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر آنچه [به طور طبیعی] آشکار است و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌های خود را بر روی گریبان بیندازند و زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدرانِ شوهرانشان یا پسرانشان یا پسرانِ شوهرانشان یا برادرانشان یا پسرانِ برادرانشان یا پسرانِ خواهرانشان یا زنان (هم¬کیش) آنها یا آنچه را مالک شده اند (ازکنیز و برده) یا مردان خدمتکار که تمایل جنسی ندارند یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نیستند. همچنین [به هنگام راه رفتن] پای خود را چنان به زمین نکوبند که زیورهای مخفی آنها آشکار شود. ای مومنان! همگی به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید» 
در آیه قبل، خداوند به مردان دو فرمان داد: یکی کنترل چشم و دیگری کنترل شهوت/ این آیه نیز ابتدا همان دو دستور الهی را درباره زنان بیان می‌دارد و سپس برای حفظ زنان از نگاه های افراد ناپاک، سه مورد را مورد توجه قرار می‌دهد: یکی پوشیدن مقنعه‌ای بلند که زیبایی های طبیعی مو، گردن و سینه را از نامحرمان بپوشاند / دیگری پوشاندن زیورها و زینتهایی چون گوشواره، گردنبند و دستبند دربرابر مردان نامحرم / و سفارش سوم اینکه زنان به هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نکوبند و طوری راه نروند که توجه دیگران به آنها جلب شود. 

در مجموع  در پاسخ به سوال چرا حجاب الزامی است؟ می توان به صورت خلاصه گفت: رعایت پوششی که محیط  جامعه را آلوده نکند، الزامی است چرا که به حق سعادت دیگران و حق داشتن خانواده ای گرم و سرشار از عشق و محبت  لطمه جدی می زند و در این میان بیشترین آسیب را خانم ها می بینند.       

منبع: روزنامه خراسان

:: بازدید از این مطلب : 529
|
امتیاز مطلب : 100
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 3 بهمن 1396

"اصلاح طلبی" آمریکایی همیشه یکی از نقشه های اصلی سلطه گرایی و استعماری در قاره های آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بوده است. بعد از فروپاشی شوروی مفهوم "اصلاح طلبی"به عنوان یکی از استراتژیهای بنیادین سیاست خارجی آمریکا فرم و شکل تازه ای به خود گرفت. انتخاب مفهوم و استراتژی "اصلاح طلب" به خاطر معنی مبهم و غیر روشنی است که دارد و می توان هرآن به اقتضای محیط آن را به دلخواه خود تعریف کرد. باید توجه داشت هیچ کس برنامه معینی از اصلاحات که نان و آب و هوای تمیز و سلامتی فکرو آسودگی خاطر مردم را تامین کند ارائه نداده است، ولی همه دولتمردان و مطبوعات به اصطلاح "اصلاح طلب" داخلی و خارجی از آزادی بیشتر مطبوعات (یعنی هرج و مرج بیشتر مطبوعات)، از افزونی بیشتر احزاب سیاسی و حناح ها (یعنی هرج و مرج سیاسی) و از تقلیل قدرت رهبری و حکومتی (یعنی هرج و مرج و نا امنی مملتی) و ... صحبت می کنند.

درست بعد از شکست آمریکا از ویتنام و پیروزی انقلاب اسلامی،سیاست آمریکا در استراتژی و تاکتیک سیاست جهانی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و از دست دادن بهترین دست نشانده خود یعنی شاه، همراه با شکستهایی که در برنامه های توسعه ای در زمینه های اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم سرمایه داری که در بسیاری از کشورهای تحت تسلط خویش تحمیل کرده بود، باعث گردید تا در برنامه های مداخله جویانه خود تجدید نظر نماید. بخصوص وقتی که تنها رقیبش شکست خورده بود و لازم بود در مقابله با تحولات بوجود آمده در موضع گیری و جهت گیری های جهانی خود تجدید نظر نماید. بجای اینکه از دیکتاتورها حمایت نماید،و امنیت آنها را با دستاوردهای اقتصادی تامین نماید، بحث ها و پشتیبانی از مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" در چهارچوب  لیبرالیسم و تحت لوای "اطلاح طلبی"  پیشه راه نفوذی خود در کشورها را سر لوحه کار خود قرارداد. هدف از تغییر استراتژی آمریکا بر این باور استوار بود که در جهانی که ارتباطات و اطلاعات و دانش توسعه پیدا نموده است، برای حفظ امنیت خود و گسترش تفکر لیبرالیسم، متوسل به زور تنها کافی نیست، بلکه نفوذ در عقاید با القاء توسعه سیاسی همرا با مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" که واژه هایی نو، دلنشین و مطلوبی هستند، جایگزین روش قبلی نمودند. برنامه های اصلاح گرایی لیبرالیسم و حقوق بشر و جامعه مدنی، برای استقرار دموکراسی به شیوه و روش آمریکا، به عنوان یک استراتژی  برعلیه انقلابها و خاموش کردن جنبشها برای کشورهایی که همسو با لیبرالیسم آمریکایی نیستند مانند انقلاب اسلامی ایران پیوسته به کار برده شده است.

انقلاب اسلامی ایران از جهات مختلفی  ضربه به آمریکا زد، بزرگترین پایگاه آمریکا را از بین برد، ضربه شدیدی به کسانی زد که مدعی بودند، "لیبرالیسم دموکراسی" پایان تاریخ است، رویش همزادی برعلیه لیبرالیسم دموکراسی شد، زحمات چندین دهه فعالیت استعمار پیر(انگلستان) و آمریکا را ازبین برد. از زمان استفاده از واژه "اصلاح طلبی" توسط سردمداران کاخ سفید تحت برنامه های اصلاحات مانند برنامه اصلاحات انقلاب سفید شاه تا برنامه هایی که در غرب صورت گرفته است، انقلابی نبوده است.  در تاریخ معاصر ایران از اواسط دوره قاجاریه تا پایان رژیم پهلوی، چالش بین اصلاح طلبی و انقلاب همیشه وجود داشته است. اصلاح طلبی یا در مقابل انقلاب قرار گرفته است و یا سعی نموده انقلاب را مسخ نماید، اصلاح طلبی ناطرالدین شاهی و رضاخانی و محمد رضا شاهی سه اصل مشترم داشتند، هر سه اصلاح طلبی در بستر استبداد رشد نمودند، هر سه سعی نمودند از غرب تقلید نمایند تا به قول شاه به دروازه تمدن برسند،هرسه اصلاح طلبی تحت نفوذ سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهنگی ابر قدرت های وقت و دخالت مستقیم آنها در امور داخلی ایران برنامه ریزی و اجرا شده اند. در بسط و اجرای اصلاح طلبی غربی روشنفکرانی بودند که سعی می نمودند آن اصلاحات را ترویج نمایند، امثال:  فرزندان معنوی عباس میرزا مانند طالبوف، ملکم خان و آخوندزاده، و در دوره به ظاهر متجدد پهلوی اول می توان از فروغی، تقی زاده، و... و در دوره پهلوی دوم می توان از 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 75
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.