منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 84
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 245
:: باردید دیروز : 203
:: بازدید هفته : 680
:: بازدید ماه : 2468
:: بازدید سال : 2468
:: بازدید کلی : 76077
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 27 اسفند 1396

این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفت‌وگوی ملی را در هرکوچه و برزن به اهتزار درآورده‌اند ولی معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفت‌وگو کنند.

مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد روز 19 اسفند نکات کلیدی خوبی، هم برای رونمایی آشوب‌ های 8 ماهه سال 88 داشت،‌ هم برای چند روز آشوب دی‌ ماه اخیر. این مصاحبه، نوری به تاریکخانه صف و ستاد محاربان با نظام و انقلاب بود.

وی در خلال مصاحبه از یک جریان در صفوف اصلاح ‌طلبان یاد می‌کند که به فکر براندازی نظام با روش اصلاح‌ طلبان هستند. وی می‌گوید این جریان به شکل گسترده در صفوف اصلاح ‌طلبان جای دارند و از عدم همراهی اصلاح ‌طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی‌ ماه گذشته) برآشفته شدند!

«براندازان در هدف، اصلاح‌طلبان در روش» یا بهتر بگوییم اصلاح‌طلبان برانداز که برای اولین بار بهزاد نبوی از آن رونمایی می‌کند، چه کسانی هستند؟ چرا هدف براندازی را با روش اصلاح‌ طلبان دنبال می‌کنند؟ ارتباط آنها با اصلاح‌ طلبان چیست؟ چرا بهزاد نبوی پس از گذشت 10 سال از این جریان رونمایی می‌کند؟ در این 10 سال چه بده‌بستان‌هایی در انتخابات‌ها با آنها صورت گرفته است؟

 

واقعیت این است که غرب به ویژه آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب تیغ نبرد سخت و نرم را بر مردم ایران فرود آورد. غرب نمی‌خواست دموکراسی در ایران پای بگیرد. به همین دلیل از اول با حضور مردم در پای صندوق‌های رأی مخالفت می‌کرد و انتخابات اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلسخبرگان رهبری و انتخابات شوراها همواره با تحریم آنها روبرو بود، اما از سال 76 آنها بنا را گذاشتند بر ترویج شرکت در انتخابات. علی رغم اینکه با مبانی اسلام و انقلاب سر جنگ داشتند، ترجیح دادند با نفوذ در ارکان حکومت، ضربه را از درون تدارک ببینند.

همان طور که بهزاد نبوی اعتراف دارد؛ براندازی را با روش «اصلاح‌طلبان» دنبال می‌کنند. آنها با این هدف در انتخابات حضور یافتند؛ اگر به قدرت نرسند،‌ بگویند «تقلب» شده است و اگر رسیدند، «خروج از حاکمیت» برای اثبات شکاف در حاکمیت و «حاکمیت دوگانه» را کلید بزنند. اگر از این گردنه به سلامت عبور کردند «خروج بر حاکمیت» را عملیاتی کنند.

سرّ اینکه بوق‌های آمریکایی و اروپایی از سال 76 تا 96 از یک ضلع رقابت در ایران، بی‌پروا حمایت می‌کنند، همین است که آنها به این نتیجه رسیدند ضربه از بیرون، انقلاب را «ضد ضربه» کرده است،‌ اما از درون، انقلاب را به دست «نااهلان» می‌اندازد و این نااهلان، انقلاب را دودستی تسلیم غرب می‌کنند.

امام (ره) با هوشمندی این جریان را شناسایی و خطرات آن را با زبان‌های مختلف فرموده بودند؛ «نباید انقلاب به دست نااهلان بیفتد.» خود ایشان در واپسین روزهای عمر خود خطر جریان منتظری را که دست در دست منافقین و لیبرال‌ها می‌خواستند از ساده‌لوحی او برای ضربه به امام و انقلاب بهره بگیرند،‌ با هوشمندی، دفع نمودند.

امام (ره) با طراحی مدل رقابت ‌در مردم سالاری دینی با انشعاب در روحانیت مبارز موافقت فرمودند و چون انقلاب منتسب به اسلام و روحانیت بود، می‌خواستند از این طریق دو جریان روحانی که به مبانی او و اسلام و انقلاب و قانون اساسی پایبند بودند و با آمریکای جهانخوار سر آشتی نداشتند و با سرمایه‌داری زالوصفت مخالفند، با هم رقابت کنند و هر جریان پیروز ‌شود،‌ به مبانی انقلاب آسیب وارد نشود.

اما مجمع روحانیون مبارز به این مبانی پایبند نماند. اولاً در اولین فرصت دچار انشعاب شد و دبیر کلش رفت یک حزب دیگر تشکیل داد. ثانیاً کسانی که دنبال عرفی‌سازی حکومت یا به اصطلاح سکولاریزاسیون بودند، دور آنها جمع شدند و آنها را به انحراف بردند. آنها متأسفانه در دو نبرد نرم آمریکا در سال‌های 78 و 88 با براندازان همراهی کردند، اما این همراهی ناقص صورت گرفت. رهبران و نخبگان مجمع و تشکل‌های وابسته، با براندازان در هدف و اصلاح‌طلبان در روش همکاری نکردند.

البته این عدم همراهی مطلق به دلیل هوشمندی رهبری معظم انقلاب در مدیریت بحران و نیز مردم به ویژه حضور حزب‌ الله در صحنه بود که نقشه‌های آنها را نقش برآب کرد.

ضد انقلاب، بریده‌ها از انقلاب و تجدیدنظر طلبان به همراه سرویس‌های امنیتی موساد و سیا برای سه ماهه آخر امسال خواب‌ها دیده بودند. در فضای مجازی بدون پرده‌پوشی، خشونت، آن هم از نوع برخورد مسلحانه را ترویج ‌کردند. در فضای مجازی نوع ساختن بمب و... را آموزش می‌دادند و به خود وعده داده بودند تا آخر امسال کار نظام را تمام خواهند کرد. آنها می‌خواستند با سوار شدن بر بستر برخی نارضایتی‌ها، کیان اسلام و نظام را هدف قرار دهند، اما ترقه‌بازی‌های آنها جواب نداد. آنها حتی از استعداد رزمی چند درویش بینوا و غنی‌سازی آنها در مکتب داعشی‌ها بی‌بهره نبودند، اما به هر جا رفتند به در بسته خوردند.

بهزاد نبوی این عقیم بودن آنها را به اسم اصلاح‌طلبان سند زده است و گفته چون ما با آنها همراهی نکردیم، شکست خوردند، اما به این سؤال پاسخ نداده است چرا در آشوب‌های 78 و 88 با آنها همراهی کردند و آن فجایع را به وجود آوردند؟! او در مصاحبه با اعتماد و سپس شرق سعی کرده با نقد گذشته حرکت‌های براندازانه، قدری از اصلاح طلبان برانداز فاصله بگیرد اما توفیقی به دست نیاورد.

بهزاد نبوی از یک طرف، خبر از جریانی خطرناک می‌دهد و می‌گوید آنها برانداز هستند، اما از روش‌های اصلاح‌طلبی استفاده می‌کنند. اما از طرف دیگر با «نظارت استصوابی» شورای نگهبان برای جلوگیری از ورود این جریان به حاکمیت مخالفت می‌کند.

این دو خبر را در ترازوی صداقت وی چگونه می‌شود جمع کرد؟!

این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفتگوی ملی را در هر کوچه و برزن به اهتزار درآورده‌اند. معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفتگو کنند؟ طرح این گفتگو در حالی است که تکلیف خود را با اصلاح طلبان برانداز مشخص نکرده اند. سعید حجاریان از یک طرف با پرچم عرفی کردن قدرت - بخوانید سکولاریزاسیون - به میدان گفتگوی ملی آمده است. از طرف  دیگر تاج زاده با پرچم انتخابات آزاد، آن هم به شرط ورود مارکسیست‌ها به رقابت‌ها، دم از گفتگوی ملی می‌زند، از این گفتگو چه نتیجه ای حاصل می شود؟!

پرچمداران گفتگوی ملی دغدغه اسلامیت نظام را ندارند و در ضرورت این گفتگو اصلاً سخنی از خدا و پیامبر (ص) و قیامت و اسلام و امام و ولایت فقیه و ربط آن با انقلاب سخن نمی گویند. لذا از پیش، حذف اسلامیت را مفروض گرفته اند و روی تقسیم قدرت عرفی شده به چانه‌زنی روی آورده اند و برای اثبات صداقت خود می گویند؛ «ببینید ما در آشوب‌های دی ماه اخیر با براندازان همراهی نکردیم!» روغن ریخته را نذر امامزاده می کنند و طرف خود را حتی گاگول هم فرض نمی کنند! بعد هم به عقبه خود می گویند؛ ایام، ایام گفتگو و سازش است، فعلاً براندازی تعطیل!

حضرت علی (ع) در جنگ جمل از هر فرصتی برای روشنگری استفاده می کرد. حتی روزی که جنگ برپا شد این فرصت را از دست نداد، اما ویروس قدرت طلبی در آن طرف میدان اجازه نداد نصیحت امام به گوش و هوش و عقل آنها راه یابد.

واقعاً اگر اصلاح طلبان در سر، سودای گفتگو دارند، سه پیش شرط را برای اثبات صداقت خود و نیز جبران اشتباهاتشان که تا مرز محاربه با نظام پیش رفتند، باید بپذیرند؛

1- اصلاح ‌طلبان تکلیف خود را با غرب به ویژه آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی مشخص کنند. اجازه ندهند آنها در رقابت‌های سیاسی، فریبکارانه مداخله کنند. اصلاح‌طلبان نباید اجازه مداخله بیگانگان در  امر انتخابات را بدهند. رژیم صهیونیستی نباید با گستاخی، اصلاح ‌طلبان را پیاده ‌نظام خود در تهران در آشوب‌ها تلقی کند و به بهانه حمایت از حقوق بشر، از حقوق براندازی نظام دفاع کند. هر وقت رسانه‌های دشمن به ویژه بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا حمایت از اصلاح‌ طلبان را رها کردند، زمینه گفتگو خود به خود مهیا می‌شود.

2- اصلاح ‌طلبان باید صریح بگویند آیا منشور برادری امام (ره) را قبول دارند؟ آیا هنوز به قانون اساسی، ولایت فقیه و مبارزه با آمریکای جنایتکار و مبارزه با سرمایه ‌داری و زالوصفتان دولت و بازار اعتقاد دارند؟ اگر دارند، گفتگو چارچوب پیدا می‌کند و راه برای تحکیم منافع و مصالح ملی باز می‌شود.

3- چه کسانی اضلاع گفتگو را نمایندگی می‌کنند؟ ربط این گفتگو با ساماندهی رقابت ‌های سیاسی چیست؟

اغلب کسانی که پرچم گفتگو را در دست دارند، از جنس «براندازان در هدف و اصلاح‌ طلبان در روش» هستند. امروز اصلاح‌ طلبان دچار بحران «رهبری»، بحران «سازمان» ، بحران «ایدئولوژی» و بحران «گفتمان» هستند و به قول تاج زاده، کثیری از آنها اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند. چه طور می‌توانند یک طرف گفتگوی حقیقی و توأم با صداقت قرار بگیرند؟

به نظر می‌رسد راه برون‌رفت از این مشکل، اتخاذ مواضع «اِعمالی» است نه «اِعلامی»! برای تمهید یک گفتگوی ملی باید اصلاح‌ طلبان عملاً نشان دهند که طمع به حمایت خارجی ندارند و با اصلاح‌ طلبان برانداز نه ‌تنها مرزبندی دارند، بلکه با اصولگرایان در یک طرف برای مبارزه در برابر آنها می ‌ایستند. همچنین عملاً نشان دهند که به دنبال ترویج گفتمان امام (ره) و رهبری هستند. چون این انقلاب بدون نام و خط امام (ره) در هیچ جای دنیا شناخته ‌شده نیست.


:: بازدید از این مطلب : 526
|
امتیاز مطلب : 70
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 19 اسفند 1396

در این آشفته بازار فکری جهانی، ناکثین بیشترین فعالیت را جهت به بیراهه بردن خلق الله دارند. ابزارهای آنها جذاب، خوش فکر، راه باز بدون خطوط، بلندگوهای قوی وچهره های بزک کرده ای را به خلق الله نشان می دهند که بعضی از مردم بنا به میل لذت جویی، بدون هیج اراده ای به سوی مسلخ روانه می شوند.


:: بازدید از این مطلب : 461
|
امتیاز مطلب : 90
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 10 اسفند 1396


رئيس جمهور دستور داده است مسؤوليت بررسي آن‎چه حوادث ناخوشايند در بازداشتگاه‎ها خوانده شده را بر عهده كميته‎اي قرار دهند. بر اين اساس، وزيران كشور، اطلاعات، دادگستري و معاون حقوقي رئيس جمهور مأموريت يافتند تا جزئيات امر را رسيدگي و پيگيري دقيق كنند و گزارش بررسي‎هاي خود، از جمله قصور يا تقصير احتمالي را به رئيس جمهور گزارش دهند. شهيندخت مولاوردي، دستيار ويژه رئيس جمهوري در امور حقوق شهروندي، با اشاره به اتفاقات رخ داده در برخي بازداشتگاه‎ها گفته بود رئيس جمهوري دستور داده‎اند كه گزارشي جامع در اين باره تهيه شود. به اين ترتيب بعد از آن‎كه نوبخت، از ورود رئيس‎جمهور به موضوع بازداشتي‎هاي اخير خبر داد، حالا مسأله به‎صورت جدي‎تري از سوي روحاني در حال پيگيري است. در همين راستا هم حزب اتحاد ملت و هم تعدادي از وكلاي دادگستري نيز از حسن روحاني خواستند تا با استناد به شرح وظايفش در قانون اساسي، مرگ سيدامامي را پيگيري كند. حزب اتحاد ملت اما از رئيس‎جمهور خواسته است كه در رابطه با خودكشي كاووس سيدامامي كميته حقيقت ياب تشكيل دهد. به گزارش ايسنا، در بخشي از نامه اين حزب خطاب به روحاني آمده است: از جنابعالي بخصوص، با رأي تعيين كننده‎اي كه در انتخابات اخير رياست جمهوري كسب كرديد، انتظار مي‎رود، درباره اين موارد دغدغه داشته باشيد و با تشكيل كميته حقيقت‎ياب جوانب اين مساله را براي افكار عمومي روشن نماييد، همچنين با استفاده از تمام ظرفيت‎هاي قانوني، ديگر نهادها و دستگاه‎ها را نيز وادار به پاسخ گويي كنيد. تعدادي از وكلاي دادگستري هم در نامه‎اي به رئيس جمهور خواستار تعيين نماينده ويژه براي بررسي علل خودكشي چند نفر از متهمان در بازداشتگاه‎ها شدند

جالب است كه براي تحقيق و بررسي درباره علل تصادف كشتي سانچي و غرق شدن آن و شهادت 31 نفر از كاركنان كشتي تنها يك وزير آن هم وزير غير مرتبط با حادثه يعني وزير رفاه مامور بررسي شد و دو وزير نفت و راه و مسكن ظاهرا در اين رابطه هيچ وظيفه‎اي نداشتند! سرانجام نيز به طور كامل معلوم نشد داخل جعبه سياه كشتي چي بود و چرا كشتي به چنين سرنوشتي مبتلا شد!

اكنون هم سقوط هواپيما با 66 سرنشين و كادر پرواز از جمله سه استاد دانشگاه گويا چندان اهميتي نداشت زيرا تنها وزير راه مامور برررسي علل حادثه شد كه البته به طور معمول نقص فني يا خطاي خلبان فوت شده از عوامل اصلي آن اعلام خواهد شد. البته شايد هم گفته شود به دليل تحريم قطعات يدكي هواپيماها با مشكل مواجه هستند كه در پاسخ بايد گفت پس نتيجه برجام چه شد؟

 

نشریه پرتو

 


:: بازدید از این مطلب : 449
|
امتیاز مطلب : 110
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 22
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 8 اسفند 1396

ای برادر، تاریخ دارد تکرار می شود. حق و باطل دو عنصر متفاوت و نقیض هم، نمی توانند در یک مسیر قدم بردارند، نمی توانند در یک محموعه جمع شوند. اشتراک پدیر نیستند. مسیر حق با عدالت کنترل می شود، چرخ ها درمسیر باطل روی ریل تزویر ، ریا، حرکت می کند. در مسیر حق هم هدف مهم است و هم توع وسیله ولی در مسیر باطل هدف مهم است و برای رسیدن به آن اهداف وسیله تعیین می شود، باطل برای رسیدن به هدف از انواع ابزار زور استفاده می کند. در طی طرف برای رسیدن به هدف نوع وسیله شناسایی و انتخاب می شود. برای مثال  شناخت باطل را در سطح جهان مثال می زنیم. برای به زانو در آوردن مردم ژاپن وسیله انتخابی بمب اتم است، هم آنرا روی انسانها آزمایش کنند و قدرت تخریب و آدم کشی آنرا بسنجند. در حالیکه در طول مدت جنگ جهانی دوم حتی یک گلوله به طرف این کشور زورگو شلیک نشده بود.

حدستان درست بود، این کشور همان آمریکاست که امام راحل(ره) به او شیطان بزرگ نام نهاد. چند نمونه دیگر از شالوده طرز تفکر سیاستمداران آمریکا که بر پایه ایدئولوژی لیبرالیسم نهاده شده است، مثال می زنیم، برای حمله به عراق متوسل به یک دروغ استراتژیکی شدند تحت لوای وجود ابزار کشتار جمعی درعراق، این دروغ را توسط بلندگوهای خود(روزنامه ها و شبکه های اجتماعی) به دنیا مخابره نمودند، کرکسهای دیگر امثال انگلیس و فرانسه را که به عنوان حامیان اصلی اش(تا در شکار اورا همراه نمایند و هم در تقسیم غنائم بی نسیب نمانند) می باشند و همیشه در شکار دولت های آزادیخواه اورا همراهی می کنند، به معرکه آورد. وسیله انتخاب شده برای رسیدن به این هدف، انواع بمب های شیمیایی و خوشه ای و میکربزا انتخاب شده بود، که توسط جنگنده هایشان روی مردم بریزند. برای سوریه با یک استراتژیک جدید وارد میدان شدند و برای رسیدن به اهدافش، وسیله ای انتخاب نمودندکه از جنس مردم باشد و با شعار مردم علیه مردم دست به جنایت بزند و خود به شکل غیر مستقیم به صورت راهبردی گروه تربیت شده به نام داعش را حمایت نماید.در فلسطین، افغانستان، یمن، بحرین، پاکستان، میانمار و آفریقا نیز وسیله ها متفاوت ولی اهداف مشخص بود. اگر به دقت به آدمکشی این شیطان بزرگ نگاه کنیم، می بینیم که کشورهای اسلامی را یکی یکی دارد تخریب می کند و شمن کشتن مردم مسلمان این کشورها تمام زیر ساخت های اقتصادی این کشورها را نابود می کند.شیطان یزرگ یک هدف بزرگ و چند هدف میانی را دنبال می کند هدف اصلی آن جلوگیری از رشد و نفوذ یک تفکر بزرگ به نام اسلام ناب است که توسط جمهوری اسلامی ایران رشد فزاینده ای در جهان اسلام دارد که می تواند ایدئولوژی پوشالی لیبرالیسم را به عنوان یک باطل رسوا نماید. هدف بعدی ضعیف نمودن کشورهای اسلامی الالخصوص جبهه مقاومت تا سالها عقب بمانند، و در آخر بفروش رساندن ابزارهای جنگی در کشورهایی که زیر سلطه او هستند. 

ابزارهایی که این شیطان بزرک برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، کشور صهیونیستی اسرائیل، دولت هایی که پشتوانه مردمی ندارند و بر پایه زور اداره می شوند، امروز دیکتاتورترین کشورها و مرتجع‌ترین آنها، متحدین آمریکا هستند.  و نهادهای بین المللی که به همین منظور ایجاد ظده اند مانند شورای امنیت و تمام سازمانهایی که زیر چتر این نهاد بوجود آمده اند.


:: بازدید از این مطلب : 497
|
امتیاز مطلب : 175
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 2 اسفند 1396

تا کی شیعه برای اثبات حقانیت خود باید شهید بدهد. تاریخ در قلب خود آثار مظلومیت شیعیان را حک شده دارد. شیعیانی که در برابر ظلم و جور ظالمان پرقدرت تمام قد می ایستد، برای دفاع از حق با مال و جان دفاع می کند، در برابر باطل مانند شیر می غرد. با بصیرت کامل ظالم و باطل را با چشم های تیز بینش می شناسد و برای جلوگیری و خنثی کردن این دوعامل ضد عدالت هیج تردیدی به خود راه نمی دهد. برای از بین بردن باطل مماشات و نسامح نمی کند. به خاطر همین خصوصیات  از طرف فرقه ها و دولت های ظالم و زورگو چه جفاهایی در طول تاریخ به خود ندیده است. بعد از حکومت پنج ساله امیر مومنان علی علیه السلام، بیشترین اهاتت ها و زجرها و شکنجه هایی که بر شیعیان در طول تاریخ حکومتها بر شیعیان که وارد نشده است. 

سی و نه سال از برپایی حکومت اسلامی می گذرد. اگر تاریخ را در این سی و نه سال جمهوری اسلامی ورق بزنیم، پی خواهیم برد که در این حکومت جمهوری اسلامی بر شیعیان  یعنی مردم ایران چه جفاهایی که روا نمی شود. به جای اینکه قانون حکومت اسلامی که با خون جوانان این مرز و بوم نوشته شده است و باید فصل الخطاب تمام احزاب و گروه ها و قوم های مختلف باشد، مسئولین  مصلحت را بر دستورات و مقررات قانون مقدم می دارند، در هر دهن کجی به قانون برای حقظ امنیت و ارزش ها و برپایی عدالت مسئولین امر بدون هیچگونه مماشاتی تمام قد باید وارد میدان شوند و قبل از ضرر رساندن به جامعه جلوی آنها را بگیرند.

 در گوشه ای از این مملکت اسلامی، ببخشید، در پایتخت این کشور اسلامی، در بالاترین نقطه اش عده ای از فرقه ضاله دراویش گنابادی برای آزاد کردت یک مجرم از هم فرقه های خود که در کلانتری پاسدارن برای تحویل به دادگاه بازداشت شده بود،جلو کلانتری پاسدارن تجمع می کنند، و با جسارت تمام در خواست آزادی فرد بازداشت شده را می نمایند.

سردار رحیمی در استودیو گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما توضیح داد: منشا­ء درگیری های روز گذشته به بیست و نهم ماه قبل بر می گردد.

او ادامه داد: وقتی گشت موتوری پلیس به­ دو پراید در سطح شهر مشکوک می شود دستور ایست می دهد اما خودروها با بی توجهی برسرعت خود­ می افزایند و متواری می شوند و­پس از دقایقی تعقیب و گریز یکی از خودروها به محاصره نیروی انتظامی در می آید و در این هنگام راننده این خودرو به خودروی مظنون دوم پناه می برد که در نهایت خودروی دوم هم متوقف می شود و سرنشینان آنها متواری می شوند و خودرو ها به کلانتری ۱۰۳ گاندی برده می شود.

سردار رحیمی افزود: پس از توقیف خودروها ، فردی به کلانتری ۱۰۳ مراجعه می کند و گزارش اعلام سرقت خودروی پرایدی با مشخصات خودروی توقیف شده می دهد بلافاصله نیروهای ما او را بازداشت و پس از تشکیل پرونده راهی دادسرا می کنند.

وی افزود:اما در طول مسیر یک دستگاه پژوه ۴۰۵ مسیر را می بندد و با یورش به سمت خودروی انتظامی و مورد ضرب و شتم قرار دادن مامورین دو متهم را فراری می دهند. در طول این اقدام یکی از متجاوزین دستگیر می شود و بقیه فرار می کنند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: ساعت ۱۲ روز بعد از حادثه حدود ۶۰ نفر از طرفداران و اعضای فرقه ای خاص، جلوی کلانتری ۱۰۳ پاسداران تحصن می کنند و خواهان آزادی متخلف ­و ضارب می شوند ، این روند تا ساعت ۵ عصر منجر به مسدود شدن خیابان پاسداران توسط این افراد می شود. آنها حتی با مردم عادی که قصد تردد داشتند هم درگیر و اقدام به ورود به کلانتری می کنند اما با تیراندازی هوایی نیروهای انتظامی ، تعدادی از آنها دستگیر و تعدادی به خانه های گلستان هفتم پاسداران پناه می برند.

سردار رحیمی تصریح کرد: تعداد زیادی از افراد بازداشت شده کسانی هستند که ماه قبل مقابل زندان اوین تجمع و خواهان آزادی چند زندانی شده بودند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: نیروی انتظامی ، مقتدرانه ­خیابان پاسداران را از آشوبگران و اراذل پاکسازی کرد.

 فرمانده انتظامی تهران بزرگ خاطرنشان کرد: بزرگترین حامی اغتشاش گران خیابان پاسداران ، سایت ها و شبکه های اجتماعی خارجی بوده است.

 آنچه که در این واقعه قابل هضم نیست، این است که چطور فرمانده پاسگاه  در برابر آن عده قانون شکن و قانون گریز مدت 48 ساعت مقاومت منفعلانه از خود نشان می دهد و بعد از حدود دو روز  از پافشاری آنها به پاسگاه و آتش زدن و تخریب ماشین آلات و حمله به پلیس با انواع و اقسام سلاح سرد و تفنگ های بادی و شهید نمودن 5 جوان فداکار واقعه ای شوم به وقوع می پیوندد، آنقدر تعلل می کنند تا خون جوانان این مردم کف خیابان پاسداران را رنگین نماید. مطمئنا فرمانده پاسگاه دستور بر خورد قاطعانه را با این آشوبگران نداشته است، زیرا رئیس جمهور دستور داده بود که پلیس غیر مسلح از ناموس خود که امنیت عمومی نام دارد دفاع نماید،  بعد از حادث شدن ظلم و جور و شهادت پنج تن از جوانان این مرز وبوم، فرمانده نیروی انتظامی تهران از ستاد تامین تهران دستور می گیرد که با اخلالگران قاطعانه برخورد نمایند و به قول خودش در مدت پانزده دقیقه  فائله ختم می شود. اما آنچه که از مماشات در راس نیروی انتظامی با این جریان اسف بار مشاهده می شود و ثابت می کند تا خون جوانان کف خیابانها را رنگین نکند، شورش بر علیه حکومت اسلامی برای دست مایه قراردادن معاندان خارجی و داخلی و به انحراف و حاشیه کشاندن افکار عمومی به جای رسد مطالباتشان برای عده ای از مسئولین مانعی ندارد.

برای چرایی تعلل قرمانده نیروی انتظامی در برخورد با اراذل و اوباش یک فرقه ظاله، نگاهی به تاریخ گذشته  می کنیم:

 یک جریان روشنفکری در طول یکصد سال گذشته در جامعه بوجود آمده است، هسته اولیه این جریان روشنفکری از زمانی آغاز شد که ایران در جنگ با روسیه شکست خورده بود، علل شکست را عقب ماندگی ایران در فناوری سلاح های نظامی می دانستند به همین منظور اولین بار میرزا ملکم خان معروف به ناظم الدوله و میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی معروف به طالبوف دو آقازاده در باری را برای تحصیل به غرب فرستادند، چنان فرهنگ غرب در ذهن و روح آنان تاثیر گذاشت، که اعتقاد داشتند برای برون رفت از عقب ماندگی ایران  باید از نوک پا تا موی سر غربی بود. بعد از آنها میرزا آقاخان کرمانی، میرزا فتحعلی آخوندزاده و حاج سیاح محلاتی و احمد کسروی نیز همین عقیده راداشتند، با مطاعاتی که از آثار روشنفکران و فیلسوفان مدرن فرانسوی و انگلیسی به ویژه روسو، ولتر و اسپنسر داشنتد، مجذوب افکار آنها شده و یزرگترین مانع را پیشرفت بر روال تفکر غرب دین می دانستند، معتقد به سکورالیسم بودند، وبه همین منوال در روزنامه ها فعالیت داشتند به مرور زمان به این گروه روشنفکری که به آنان منورالفکر می گفتند اضافه گردید.در جریان انقلاب مشروطه که همین طیف فکری فصد داشتند ایران را دین زدایی کنند و به عنوان اطلاحگر در پی حذف ارزش های دینی بودند، با شناخت عمیق شیخ فضل ا... نوری که در میان مذهبیون، اولین کسی است که متوجه هویت ضد دینی روشنفکران دوره خود شد و حتی در این راه هزینه‌ای سنگین پرداخت و جان شریفش را در راه روشنگری جامعه ایران فدا کرد و توطئه خاموش روشنفکران به اصطلاح اصلاحگر را افشا نمود.

بعد از ظهور کمونیستها درشوروی، در ایران طیف دیگری از روشنفکران بوجود آمدند، این گروه طرفدار غرب نبودند ولی مانند گروه اول ضد دین بودند. گروه سوم روشنفکران دینی بودند که هم در برابر روشنفکران طرفدار غرب فعالیت می کردند و روشنفکران شرق. آنچه در طی یک دوره صد ساله با مطالعات تاریخی این طیف فکری مشاهده می شود خیلی جالب است، نه این قشر منورالفکر مردم ایران را می شناختند و نه تفکر آنها برای مردم ایران قابل هضم بود، دو طیف فکری با فرسنگ ها فاصله.

بعد از انقلاب اسلامی با نشر آزادی های فراوان عده ای نیز همان راه آنها را دنبال می کنند، آنزمان بهشت منوالفکرها فرانسه بود و برای این دوره آمریکا مدینه فاضله آنهاست، آبشخور هردو  یکی است، روشنفکران و فیلسوفان غربی که خدا را از کنج دلها بیرون راندند و به جای خدا محوری، انسان محوری را در محیطی لبریز از بی بند و بار نظام گسیخته ای به نام آزادی رها نمودند.

این اصلاحگران اصولگرا و تکثرگرا که در آنزمان و در این زمان نیز با حاکمیت اجین شده اند، کلمات زیبا را در قالب مراوده های اجتماعی می گنجانند. این میراث داران میرزا ملکم خان و احمد کسروی قصد تئوریزه کردن ارزش هایی را دارند که خون امثال شیخ شهید فضل الله نوری  ریخته شد. 

به چند نمونه از افکار و عقیده آنها می پردازیم:

وابستگی آنها به غرب: فرخ ارقند در هفته نامه آبان شماره 265 ص7 می گوید"قطع رابطه با آمریکا، خواسته یک نفر بر کل مردم ایران است، دوران تک گویی به سر آمده است." به نظر می رسد ایشان تلوزیون ایران را نگاه نمی کند تا صدای مرگ بر آمریکا مردم ایران را راهپیمایی ها به بیند.

ضد تفکر شیعه: غلامرضا سالار بهزادی در روزنامه صبح امروز 78/8/23 ص 8 می گوید"تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است."

غیرت دینی: عطائ الله مهاجرانی در روزنامه آریا 79/1/16 می گوید"نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است."

حجاب و حیا: نوشین احمدی در ماهنامه جامعه سالم تیر 77 می گوید"مظاهر دینی مانند حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است."

بسیج: محمد قوچانی در روزنامه عصرآزادگان 79/1/20 ص 3 می گوید"هیئت های مذهبی، منشا خشونت اند و بسیجی ها، اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند."

انقلاب اسلامی: عباس عبدی در روزنامه راه نو 77/6/21  شماره 21 ص 4 می گوید"انقلاب اسلامی متاثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سر انجام آنها یکسان خواهد بود."

آمریکا: عطائ الله مهاجرانی در روزنامه جبهه 78/5/30 می گوید"سردادن شعار مرگ بر آمریکا و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است."

ارزش ها: صادق زیبا کام در هفته نامه توانا مورخه 77/5/11 شماره 22 ص6 می گوید"نفی خطوط قرمز و انکار فصل الخطاب ها ضروری است، خطوط قرمز باید پاک شود."

مشروعیت: رجبعلی مزروعی در روزنامه حریم مورخ 78/11/23 می گوید "حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته، همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفت."

این گروه اطلاح طلب، هر کس در ایران به عنوان  جاسوسی، مخل امنیت ملی، ضد ارزشهای دینی فعالیت نماید، طرفداری و یا حقوق نجومی بگیرباشد به آنها ذخائر انقلاب می گویند. برای تبرئه آنها دست به هر کاری می زنند و به هر طرفندی متوسل می شوند، نهادهای قانونی را مورد حمله قرار می دهند مانند، جاسوسان محیط زیست و وقایع خیابان پاسدارن، برای محکوم کردن نهادهای قانونی، به هر دروغ و تهمتی دریغ نمی کنند، اگر در خیابان اختشاشگران مردم را بکشند آنرا توجیه می کنند و اگر به حق کشته بشوند، زمین و آسمان را به هم می بافند و همصدا با دشمنان این مرز وبوم اصل نظام اسلامی را مورد حمله قرار می دهند. 

برای همین است که در دولت تدبیر و امید، خون مدافعان و مجریان قانون نرخی ندارد، باید مدافعان قانون بادست خالی جلو شمشیر و قمه و شلاق های خاردار بایستند. شیعه در طول تاریخ مظلوم بوده است برای همین است باید خون بدهد.

 


:: بازدید از این مطلب : 494
|
امتیاز مطلب : 150
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.